تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انديشه هاى كلامى شيخ مفيد ( فارسى ) — صفحة 494

مساهمون:

ص٤٩٤
ستم كردن ندارد . پس از آنكه اين مطلب به اثبات رسيد ، آنگاه مىتوان وحى را صحيح و راست دانست و از آن به عنوان دليلى همراه با عقل استفاده كرد . استدلالى كه مرتضى براى اثبات وجود خدا مىكند ، همان برهان متعارفى كلام است كه بر پايهء حدوث جهان مادّى بنا شده است « 1 » . وى در يك جا با اين اعتراض روبه‌رو شده است : « اگر كسى در اثبات خود به جاى آنكه از حدوث جسم و ذرّه و عرض آغاز كند ، از چيزى سخن گويد كه نه جسم است و نه ذرّه و نه عرض ، و بگويد خدا جهان را از اين چيز آفريده است ، در جواب او چه خواهد گفت ؟ » « 2 » ، كه از اين مطلب و از ملاحظات ديگر در پيدايش و تكامل برهان چنان برمىآيد كه مرتضى با يك اعتراض ارسطويى روبه‌رو بوده است « 3 » . وى در جواب از وضعى كه براى خود همچون يكى از معتقدان به ذرّيگرى گرفته است پاسخ مىدهد و منكر طرز تصوّرى مبتنى بر تغيير جوهر ارسطويى مىشود . مىگويد : « به وجود آمدن يك چيز از چيز ديگر آشكارا يك نظريّهء غلط است . زيرا آنچه واقعا حادث شده ، پس از آنكه معدوم بود موجود شده است . پس اگر فرض كنيم كه از چيزى ديگر حادث شده است ، در واقع آن را در آن چيز ديگر موجود دانسته‌ايم . بنابراين ، واقعا به وجود نيامده است ، و آنچه وجود ندارد از عدم حقيقى پديدار نشده است » « 4 » . وى در دنبالهء سخن خود مىگويد كه اين ، با برهانى كه عرضها را حادث‌شدهء از عدم مىداند ، متناقض است . در اينجا سيّد مرتضى به مقدّمه‌اى از برهان كلامى بر وجود خدا اشاره كرده است . خطاى واقعى اين اعتراض به نظر مرتضى اين است كه برهان
هامش
( 1 ) - « اصول » ، ص 79 ؛ جمل ، ص 29 . ( 2 ) - المرتضى ، « مسائل » ، نسخهء خطى توبينگن ، اول ، 40 ، برگ 32 آ . ( 3 ) - همان كتاب ، برگ 32 ب : « زيرا كه موجود ، به اعتقاد شما ، بالفعل و بالقوه وجود دارد ؛ و معدوم ، به گفتهء شما ، بالقوه يا در علم وجود دارد » . نيز به برگ 33 آ رجوع كنيد كه آنچه شخص معترض فرض كرده به نام « مادهء قديم » خوانده شده است . ( 4 ) - ، همان كتاب ، برگ 32 آ .