بنابراين ، نخستين تكليف دينى در نظر مرتضى عبارت از تكليف و وظيفهاى است كه عقل براى شناختن خدا دارد . از حديث و روايت در آغاز اين شناسايى كارى برنمىآيد .
تنها راه براى رسيدن به شناخت و معرفت خدا عقل و استدلال است .
مرتضى در كتاب جمل العلم و العمل مىگويد كه دست يافتن به اين معرفت نخستين تكليف آدمى است ، چه همهء تكاليف ديگر بر روى آن بار مىشود . در ضمن بيان فرايند استدلال كه تنها راه رسيدن به معرفت است ، چنين گفته است :
« نظر ، همان گونه كه هر يك از ما از پيش خود بالضّروره مىداند ، همان فكر است . و بنابراين اصل ، استدلال و نظر كردن تنها وقتى عنوان تكليف پيدا مىكند كه شخص از فرو گذاشتن و غافل شدن از آن بيمناك باشد . اين ترس يا از آن جهت پيدا مىشود كه مردمانى كه در ميان ايشان پرورش يافته است آن را در او القا كردهاند ، يا از آن جهت كه به انديشيدن دربارهء بعضى از آيات و نشانهها پرداخته و همين آيات او را از نظر نكردن بيمناك ساختهاند ، و يا اينكه خدا چيزى در او به وجود آورده است كه او را به نظر كردن برانگيخته است و از غفلت ورزيدن از آن بيمناك ساخته است . و محتملترين توجيه دربارهء اين القاء و انگيزش [ كه خدا در ذهن و عقل او مىكند ] اين است كه آن سخنى پنهانى است كه مىشنود [ بخوانيد يسمعه به جاى يسميه كه در نسخه آمده ] ، هر چند آن را [ به صورت روشن ] تشخيص نمىدهد .
و استدلال و نظر دربارهء جنبهء اثبات كنندهء يك علّت مايهء به وجود آمدن معرفت است ، چه معرفت متناسب با آن پديد مىآيد . بنابراين علم و معرفت به صورت غير مستقيم ، همچون درد و رنج ، از يك ضربه به وجود مىآيد » « 1 » .
هامش
( 1 ) - المرتضى ، جمل العلم و العمل ( نجف : الآداب ، 1387 هجرى قمرى ، ص 36 .