بسيار دور است . حتّى دشمنان على ( ع ) با چيزهايى بسيار بىزيانتر و مايهء رسوايى كمترى از چنين گفته ، به شيعيان تهمت زنديق بودن بستهاند .
اگر كسى كه اين را پيشنهاد كرده است مىدانست كه مستلزم چه نتايجى است ، هرگز آن را بر زبان نمىآورد . ولى دوستان ما كه به روايات استناد مىكنند ، مردمان سادهاى هستند كه عقل كوچك دارند و از زيركى بسيار دورند . تنها بر سطح روايات گذر مىكنند و در آنچه مىشنوند نمىانديشند و به اساس آن توجّه ندارند . راست را از دروغ بازنمىشناسند ، و متوجّه نيستند كه پس از پذيرفتن اين احاديث چه چيزها به ايشان نسبت مىدهند ، و معنى آنچه را كه پيوسته تكرار مىكنند نمىدانند » « 1 » .
اعتقاد مفيد آن است كه روح و نفس ، به جاى آنكه به خود ابديّت داشته باشد ، پيوسته نيازمند خدا است كه او را از لحظهاى به لحظهاى ديگر موجود نگاه دارد « 2 » . ابن - بابويه و مفيد هر دو بر اين اعتقادند كه روح جسمانى نيست « 3 » .
آموزهء وجود قبلى ارواح نه تنها بر پايهء روايات بلكه بر تفسير آيهاى از قرآن متّكى است :
« وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ ، أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ ؟ قالُوا بَلى شَهِدْنا
- و در آن هنگام كه پروردگارت از پشتهاى فرزندان آدم ذرّيّه و اخلاف ايشان را بيرون آورد و آنان را بر خودشان گواه گرفت [ و گفت كه ] :
آيا من پروردگار شما نيستم ؟ و آنان گفتند : چرا » [ قرآن ، اعراف : 172 ] . ابن بابويه مىگويد كه اين آيه اشاره به پيمان وفادارى است كه خدا از پيامبران گرفته است « 4 » . مفيد از اين آيه ياد مىكند و اين را مىپذيرد كه در نخستين نظر تأييدى از تناسخ است . با وجود
هامش
( 1 ) - تصحيح ، ص 38 - 36 .
( 2 ) - « السرويّة » ، ص 51 ، نقلشدهء پيش از اين ، ص 297 .
( 3 ) - « السرويّة » ، ص 52 ؛ « رساله » ، ص 88 ، ف 53 .
( 4 ) - « رساله » ، ص 97 ، ف 94 .