تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انديشه هاى كلامى شيخ مفيد ( فارسى ) — صفحة 482

مساهمون:

ص٤٨٢
واحد است و قابل استناد نيست . و به دنبال آن چنين اظهار كرده است كه اگر هم كسى اين حديث را معتبر بداند ، تنها بدين معنى است كه خدا طرح ارواح را در علم خود ريخت ( خلق تقدير فى العلم ) « 1 » ، و پس از آن بالفعل بدنها را آفريد ، و سپس ارواح را براى آنها به وجود آورد . « 2 » ارواح براى خدا در علم او حضور داشتند ، ولى هرگز به صورت فعلى بدون بدنها وجود نداشتند و البتّه نمىتوانستند سخن بگويند « 3 » . سيماى جالب توجّه اين توضيح آن است كه مفيد شايستگى آن را دارد كه در هنگامى كه ضرورت ايجاب كند ، مفهوم خلق تقديرى را مورد استفاده قرار دهد . ولى اين همان مفهومى است كه هنگامى كه ابن بابويه آن را به كار برده بود گفت كه بىمعنى و بىربط است « 4 » . شيخ مفيد كه از آن پرهيز دارد كه گفته‌هاى وى شباهتى با اعتقاد به تناسخ پيدا كند ، حتّى در نتيجه‌گيرى ابن بابويه كه ارواح براى جاودانگى آفريده شده‌اند ، كاملا با او مخالفت مىكند . گفتهء وى چنين است : « آنچه وى گفته است كه نفوس ابدى هستند قابل قبول نيست . آشكارا مخالف قرآن است كه خدا گفت
« كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ . وَ يَبْقى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ
- هر چه بر آن است نابود مىشود . و وجه پروردگار توانا و بزرگوار تو مىماند » [ قرآن ، الرّحمن : 27 - 26 ] . آنچه وى از روى هوس گزارش كرده ، در حقيقت مذهب بعضى از فيلسوفان ملحد است كه روح را مبرّا از كون و فساد مىدانستند و آن را قديم مىخواندند ، و تنها بدنها را مركّب و فسادپذير و نابود شونده مىشمردند ؛ و بعضى از معتقدان به تناسخ نيز چنين بودند و مىگفتند كه نفوس پيوسته اشكال و جايگاههاى ( هياكل ) خود را عوض مىكنند و محدث نيستند و فانى نمىشوند . اين از بدترين خطاها و از حقيقت
هامش
( 1 ) - بخوانيد علمه به جاى عمله . ( 2 ) - « السرويّة » ، ص 50 . ( 3 ) - همان كتاب ، ص 46 . ( 4 ) - تصحيح ، ص 12 - 11 ، نقل‌شدهء پيش از اين ، ص 3 - 452 .