سپس شيخ مفيد آياتى از قرآن در تأييد نظر خود نقل كرده است . چنان مىنمايد كه مفيد در تهمتى كه به ابن بابويه زده و گفته است كه عنصرى از اعتقاد مسيحى در اعتقاد او تاثير كرده ، حق داشته است .
نفوس و ارواح
ابن بابويه در ضمن نقل حديثى از پيغمبر ( ص ) گفته است كه نفوس و ارواح مقدّسه نخستين چيزهايى بودند كه آفريده شدند . خدا آنان را بر آن داشت كه به يگانگى او اعتراف كنند ، و سپس باقى آفريدگان را آفريد « 1 » . نفوس را براى جاودانه ماندن آفريد نه براى آنكه فانى شوند . در زمين بيگانه و زندانى در بدنها هستند . ابن بابويه حديثى از امام صادق ( ع ) نقل مىكند حاكى از اينكه خدا در آن هنگام كه ارواح در جهان سايهها ( عالم اظله ) مىزيستند كه دو هزار سال پيش از آفريدن بدنها بود ، ميان آنها دوستى برقرار كرد ، و حديثى از پيغمبر را نقل مىكند كه « روحها همچون مجموعهاى از سپاهيان بسيج شدهاند ؛ آنها كه از ميان ايشان با يكديگر آشنايى پيدا كنند متّحد مىشوند ، و ميان آنان كه چنين نباشند پراكندگى خواهد بود » « 2 » .
در اينجا بار ديگر شيخ مفيد ابن بابويه را از اين جهت كه هنگام بحث از نفوس و ارواح به حدس و احاديث ضعيف استناد جسته ، مورد حمله قرار داده است . بر ضد نظر وى در خصوص آفرينش ارواح بيش از اجساد چنين استدلال مىكند :
هامش
( 1 ) - « رساله » ، ص 75 ، ف 49 - 48 . در اينجا ظاهرا تاثير و نفوذ افلاطونى يا نوافلاطونى ديده مىشود ، چه اين هر دو دستگاه فلسفى معتقد به وجود ارواح بيش از اجساد بودهاند .
ولى آنها همچنين منكر آن بودند كه نفوس آفريده باشند ، در صورتى كه ابن بابويه آن را به تأكيد بيان مىكند .
( 2 ) - همان كتاب ، ص 76 ، ف 51 - 50 . روايت اخير دربارهء آرايش جنگى ارواح در صحيح بخارى ، شصتم ، فصل 2 نيز آمده است .
ابن حزم ، چهارم ، 70 ، نيز اين حديث را همراه با آيهاى از قرآن ، اعراف : 172 ، براى بيان اين مطلب نقل مىكند كه ذريهء آدم همه با هم از پيش آفريده شدند تا بتوانند با خدا پيمان بندگى ببندند .