پروردگار بلند پايهء شمايم » [ قرآن ، نازعات ، 24 ] ، و از گفتهء نوح به پسر خود كه از رفتن با او به كشتى خوددارى كرده بود چنين :
« يا بُنَيَّ ارْكَبْ مَعَنا وَ لا تَكُنْ مَعَ الْكافِرِينَ
- فرزندم ! با ما سوار شو و با كافران مباش » [ قرآن ، هود : 42 ] . ولى اگر اين گفته و گزارش قديم است ، پيش از فرعون و پيش از گفتن گفتهاى از او است كه نقل شده است . و اين دروغ است .
و اگر تنها پس از آنكه فرعون گفت به وجود آمد ، محدث مىشود ، چه پس از زمانى كه نبود حادث شد » « 1 » .
براى يك طرفدار قرآن غير مخلوق پاسخ گفتن به اين استدلال دشوارى ندارد .
برهان سوم ابن بابويه متّكى بر واقعيّت نسخ احكام است ، و مىگويد كه آنچه پايانى داشته باشد ناگزير آغازى هم داشته است . گفتهء وى چنين است :
« و چيزى ديگر : خدا گفته است
« لَئِنْ شِئْنا لَنَذْهَبَنَّ بِالَّذِي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ
- اگر بخواهيم آنچه را به تو وحى كردهايم محو مىكنيم » [ قرآن ، اسرى : 86 ] .
و گفت
« ما نَنْسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنْسِها نَأْتِ بِخَيْرٍ مِنْها أَوْ مِثْلِها
- هر آيه را كه نسخ مىكنيم و اسباب فراموشى آن را فراهم مىآوريم نيكوتر از آن يا مثل آن را مىآوريم » [ قرآن ، بقره ، 106 ] . ولى آنچه شبيه دارد يا ممكن است پس از بودن فراموش و نابود شود محدث است » « 2 » .
دو برهان اوّل و سوم از اين سه برهان ، مستلزم فرض كردن قبلى چيزهايى است كه در استدلال كلامى براى وجود خدا مبتنى بر حدوث عالم مورد ملاحظه واقع مىشود .
مفيد نيز همانند روايات شيعى بر آن است كه قرآن محدث است « 3 » . ولى استدلال وى براى
هامش
( 1 ) - همان كتاب ، ص 226 .
( 2 ) - همان جا .
( 3 ) - اوائل ، ص 19 ، 18 ، منقول پيش از اين ، ص 122 .