تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انديشه هاى كلامى شيخ مفيد ( فارسى ) — صفحة 464

مساهمون:

ص٤٦٤
و رفتار پدر آگاهيم كه چنين نمىكند . در مورد خدا نيز چنين است . جهل ما نسبت به جزئيّات نبايد ما را گمراه كند و فعل او را بر خلاف عدل تصوّر كنيم . از روى نظم و هماهنگى جهان مىدانيم كه خدا حكيم است ، و به صورت كلّى از اين حقيقت آگاهيم كه خدا بىعدالتى نمىكند ، زيرا از آن جهت كه علم نامتناهى دارد و كاملا بىنياز است . انگيزه‌اى براى بىعدالتى ندارد . بىعدالتى از كسى سر مىزند كه يا نسبت به بدى كارى كه مىكند نادان است ، يا به چيزى نيازمند است كه از طريق آن بىعدالتى ممكن است آن را به دست آورد . بنابراين معلوم مىشود كه مورد خاصّى كه در برابر ما قرار گرفته است نمىتواند بىعدالتى خدا به حساب آيد ، هر چند كه در توجيه آن گيج و متحيّر شويم « 1 » . ابن بابويه در اين برهان نشان مىدهد كه دو نظر را ارائه كرده است ، يكى طرد اين نظريّه كه چون خدا قادر مطلق است پس هر چه مىكند حقّ است و عدل است ، و ديگر اينكه از گفتن اين مطلب شرم و پروا نداشته است كه انسان قابليّت آن را ندارد كه به صورت كامل دلايل بعضى از چيزها را كه در جهان اتّفاق مىافتد بفهمد . مفيد اين نكته را به صورت كلّى بر ضدّ اشاعره ابراز داشته است كه خدا مىتواند بد كند ولى چنين نمىكند « 2 » .

استطاعت

در رسالهء راجع به اعتقادات ، ابن بابويه به حديثى از امام موسى كاظم اشاره كرده است كه بنابر آن استطاعت و توانايى آدمى از چهار جزء تشكيل شده است : آزادى در حركت ، تندرستى ، سلامتى اندام ، و سببى كه خدا به آدمى ارزانى داشته است « 3 » .
هامش
( 1 ) - همان كتاب ، ص 97 - 396 . ( 2 ) - اوائل ، ص 23 . ( 3 ) - « رساله » ، ص 72 ، ف 40 . ابن بابويه در جايى ديگر روايتى از امام جعفر ( ع ) نقل مىكند كه ظاهرا منكر اصل مفهوم استطاعت است . چون از او در استطاعت پرسيدند ، گفت : « استطاعت نه از گفتهء من است و نه از گفتهء پدرانم » ( التوحيد ، ص - 344 45 ) . ابن بابويه توضيح مىدهد كه مقصود امام آن بوده است كه خدا را نمىتوان