تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انديشه هاى كلامى شيخ مفيد ( فارسى ) — صفحة 460

مساهمون:

ص٤٦٠
به اماميان زده و آنان را مشبّهه و جبريّه خوانده‌اند بدهد . و در رفع تهمت اخير به تفسير و توضيح بعضى از احاديث پيچيده و مايهء گرفتارى به طريقى پرداخته است كه با آنچه در اين باره در « كتاب الهداية » و « رساله » آورده اختلاف چشمگير دارد . در كتاب التوحيد روايتى از امام رضا ( ع ) نقل كرده است مربوط به اين مسأله كه آيا معصيت و نافرمانى يك گناهكار ارادهء خدا را بىاثر و خنثى مىكند . مىگويد : « خدا دو اراده ( ارادتين ) و دو خواست ( مشيتين ) دارد : يكى ارادهء قطعى ( ارادة حتم ) و ديگرى ارادهء آهنگى ( ارادة عزم ) . گاهى از چيزى نهى مىكند و حال آنكه آن را اراده دارد و گاهى به چيزى امر مىكند در صورتى كه آن را اراده نمىكند . آيا نديديد كه به آدم و همسرش خوردن ميوهء درخت را ممنوع ساخت ، در صورتى كه آن را اراده كرده بود ؟ اگر آن را اراده نكرده بود ، آنان ميوهء درخت را نمىخورند . و اگر آن را مىخوردند ، ارادهء خدا را باطل مىكرد . و به ابراهيم فرمان داد كه فرزندش اسماعيل را قربانى كند ، در صورتى كه اراده كرده بود كه چنين نشود . و اگر اراده نكرده بود كه ابراهيم فرزند خود را قربانى نكند ، ابراهيم مىبايستى ارادهء خدا را باطل و بىاثر كرده باشد » « 1 » . اين روايت در آن مىكوشد كه مسأله را با متناقض شناختن فرمان خدا ( يعنى ارادهء عزم او ) با ارادهء مؤثّر و قاطع او ( ارادة حتم ) حل كند . ولى ارادهء حتم او اين است كه آدم با خوردن ميوه معصيت كند . شرح توضيحى ابن بابويه بر اين حديث به منظور اجتناب از اين نظريّهء مايهء پريشانى خاطر است كه خدا اراده‌كننده و خواستار معصيت است . گفتهء وى چنين است : « خدا آدم و حوّا را از خوردن درخت ممنوع كرد ، و مىدانست كه از آن خواهند خورد . ولى نمىخواست كه با اجبار و قوّهء قهريّه آنان را از خوردن
هامش
( 1 ) - التوحيد ، ص 64 .