از « قياس » و « رأى » در مسائل فقهى بوده است . نجاشى گفته است كه كتاب التنبيه فى الامامية تأليف ابو سهل را نزد استاد خود مفيد به درس خوانده بوده است « 1 » .
ابن النديم نوشته كه ابو سهل در مسئلهء غيبت امام زمان نظرى شگفتانگيز داشته است ، و آن اينكه : امام دوازدهم در ايّام غيبت وفات كرد ولى پسرش جانشين او شد و اين جانشينى در غيبت از پدر به پسر ادامه خواهد يافت تا آن زمان كه مشيّت خدا مقتضى آن شود كه يكى از اخلاف امام دوازدهم به نام مهدى ظهور كند « 2 » . عبّاس اقبال اشاره كرده است كه در هيچ يك از نوشتههاى شيعى ديگر چنين اعتقادى به ابو سهل نسبت داده نشده ، و نيز بخشى از كتاب او به نام التنبيه فى الامامة كه ابن بابويه آن را در كتاب كمال الدين خود نقل كرده ، چنين نظرى را بيان نمىكند . به همين جهت اقبال چنان نتيجه گرفته است كه حتّى اگر ابن النديم در گفتهء خود در نسبت دادن چنين نظرى به ابو سهل صادق بوده باشد ، بايد گفت كه ابو سهل بعدها نظر خود را تغيير داده و نظر اكثريّت اماميّه را پذيرفته است « 3 » .
متكلّم برجستهء ديگر از خاندان نوبختى ، برادرزادهء بيشتر متمايل به فلسفهء ابو سهل يعنى ابو محمّد الحسن بن موسى النّوبختى ( متوفّى ميان 300 / 912 و 316 / 928 ) بوده است « 4 » . فهرستى از آثار او نشان مىدهد كه وى با ابو على جبّائى و ابو القاسم بلخى مناظره داشته و « ردّيّهاى بر معتقدان به منزلة بين المنزلتين در وعيد » و همچنين كتابهايى براى دفاع از نظر خويش دربارهء امامت نوشته بوده است « 5 » .
هامش
( 1 ) - نجاشى ، ص 25 .
( 2 ) - ابن النديم ، ص 176 .
( 3 ) - اقبال ، ص 111 . اشاره است به ابن بابويه ، كتاب كمال الدين ( تهران : چاپ سنگى ، 1301 ه ق ) ، ص 56 - 53 .
( 4 ) - اقبال ، ص 125 .
( 5 ) - همان منبع ، 131 ، شمارهء 20 ؛ نجاشى ، ص 50 . « منزلة بين المنزلتين در وعيد » ظاهرا اشاره است به وضع شخص گناهكار مؤمن در جهان ديگر نه در اين دنيا .