به اغلب احتمال ، آنجا كه مفيد در اوائل المقالات خود به عقايد بنو نوبخت اشاره كرده ، همين دو كتاب را در نظر داشته است . به گفتهء مفيد ، نوبختيان منكر آن بودند كه از امامان شيعه معجزاتى صادر شده و اينكه بدنهاشان اكنون در بهشت باشد « 1 » ، ولى اين مطلب را ، نه تنها از طريق احاديث بلكه از طريق عقل و قياس قابل اثبات مىدانستند كه امامان از همهء علوم و فنون و زبانها آگاه بودهاند « 2 » . مفيد بر آن است كه به اعتقاد نوبختيان ، اهل سنّت چيزهايى بر متن قرآن افزوده يا از آن كاستهاند « 3 » . و اين خود بهانهاى براى مبارزهء سخت با همهء اهل سنّت بود . مفيد همچنين نوشته است كه نوبختيان به اين آموزهء معتزله معتقد بودند كه اطاعت و عصيان يا ثواب و عقاب ممكن است يكديگر را جبران كنند « 4 » و اينكه بسيارى از كفّار در انجام دادن كارهاى نيك اطاعت از خدا مىكنند ، و اينكه شخصى كه زمانى مؤمن بوده ، پس از آن ممكن است ايمان خود را از دست بدهد « 5 » .
و نيز به گفتهء وى نوبختيان در اين اعتقاد با معتزله شريكند كه بعضى از گناهان به خودى خود كوچكند « 6 » ، ولى هم با مفيد و هم با معتزله در اين امر اختلاف دارند كه مؤمن مرتكب گناه كبيره را به صورت مطلق مؤمن بخوانند « 7 » .
چون از ديدگاه نوبختيان اختلاف مطلقى ميان گناهان صغيره و كبيره وجود دارد ، و چون اعمال نيك و بد يكديگر را جبران مىكنند ، آنان بايد منطقا ، همچون معتزله مرتكب گناه كبيره را مخلّد در آتش بدانند ، هر چند كه مانند معتزليان ، در اين جهان ، قائل به منزلتى ميان دو منزلت نيستند . در همهء مسائل ياد شده ، جز در مورد تحريف
هامش
( 1 ) - اوائل ، ص 40 .
( 2 ) - همان منبع ، ص 38 .
( 3 ) - همان منبع ، ص 56 .
( 4 ) - همان منبع ، ص 57 .
( 5 ) - همان منبع ، ص 58 .
( 6 ) - همان منبع ، ص 59 .
( 7 ) - همان منبع ، ص 60 .