ولى هنوز جاى بحث در صورت اوّل روايت باقى است . چه اگر خدا بر امام صادق ( ع ) آشكار كرده بود كه امامت پس از وى با كه خواهد بود ، دشوارى با اين توضيح كه بداء به معنى نسخ يك حكم يا پاداش و كيفر دادن در برابر عمل اختيارى بنده است رفع نمىشود . مسألهاى كه در اين روايت پيش مىآيد مسئلهء علم خدا است نه يك ارادهء احتمالى . و چنين است كه پس از همهء توضيحات ابن بابويه ، بازهم دشوارى بر جاى خود باقى بود .
بحث مفيد دربارهء بداء در اوائل المقالات آشكارا متمايل به جانب خردهگيران بر اين اصطلاح است . نخست وى بداء را منحصر به نسخ ساده مىكند :
« دربارهء معنى بداء ، مىگويم كه همان چيزى است كه همهء مسلمانان دربارهء نسخ و مانند آن مىگويند ، همچون دادن درويشى پس از توانگرى ، بيمارى پس از تندرستى ، و مرگ پس از زندگى ، و نيز آنچه اهل عدل بالخاصّه در خصوص كاست و فزود زندگى و روزى بنابر اعمالى كه شخص انجام مىدهد ، مىگويند » « 1 » .
مفيد دربارهء مايهء پريشانى بودن اين تعبير و دليل خودش براى به كار بردن آن ، بىپرده سخن مىگويد .
« و امّا دربارهء به كار بردن اصطلاح بداء بايد بگويم كه من از طريق احاديثى كه به وسيلهء ميانجيهاى ميان خدا و بندگانش به ما رسيده است با اين كلمه آشنا شدهام . اگر در روايات كسانى كه به راستگويى آنان ايمان دارم نيامده بود ، من اين اصطلاح را براى به كار بردن مناسب نمىدانستم ، درست به همان گونه كه اگر در احاديث ديگر تعبيرهاى خشمگين و شادمان يا دوستدار و شگفت زده براى خدا نيامده بود من هرگز آنها را دربارهء او به كار نمىبردم . ولى چون اين احاديث پذيرفته شده است . اين كلمات را در معنايى استعمال مىكنيم
هامش
( 1 ) - اوائل ، ص 53 .