پس از آن ابن بابويه به اين مطلب اشاره مىكند كه فعل خدا مشروط به آزادى اخلاقى بندگان در رفتار و كردار است :
« بداء پشيمان شدن نيست . بلكه آشكار شدن چيزى است . اعراب مىگويند « در راه كسى با من روبرو شد ( بدا لي ) » ، يعنى آشكار شد . و خدا گفته است :
« وَ بَدا لَهُمْ مِنَ اللَّهِ ما لَمْ يَكُونُوا يَحْتَسِبُونَ
- و از خدا چيزى بر ايشان آشكار شد كه حساب آن را نمىكردند » [ قرآن ، زمر ، 47 ] كه در آن « بدا لهم » به معنى « ظهر لهم » است . و هر وقت كه براى خدا ، عزّ اسمه ، از بندهاى صفت صلهء رحم آشكار شود ، بر عمر او مىافزايد . و اگر قطع رحم جايگزين صلهء رحم شود ، از عمر او مىكاهد . و چون زناى بندهاى بر خدا آشكار شود از روزى و زندگى او كم مىكند . و اگر عفّت و خوددارى از زنا مشهود افتد ، بر روزى و زندگى او مىافزايد » « 1 » .
ابن بابويه ، پس از اين توضيح و بيان بيش از اندازه دربارهء معنى بداء به عنوان نسخ يك حكم و عكس العمل نشان دادن خدا در برابر كارهاى نيك و بد بندگان ، به بحث دربارهء روايت منسوب به امام صادق ( ع ) مىپردازد و چنين مىگويد :
« و اينك اظهار امام صادق ( ع ) . « براى خدا بدائى ( ما بدا للّه بداء ) همچون آن بدا كه در مورد پسرم اسماعيل پيش آمد ، پيش نيامد » . مىگويد : هيچ
هامش
( 1 ) - التوحيد ، ص 336 . همين اشاره در « رسالة » ، ص 73 ، ف 42 آمده : « امام صادق ( ع ) گفت : خدا هيچ پيامبرى را نفرستاد مگر اينكه پيشتر او را متعهد ساخت كه بندگى او را بپذيرد و شركاى او را طرد كند . هر چه را بخواهد به تأخير مىاندازد و هر چه را بخواهد زودتر مىآورد ؛ يك نمونهء آن نسخ كردن شرايع و احكام پيشين با شريعت و احكام پيغمبر ما است . مثلا ، كتابهاى گذشته را با قرآن ممنوع كرد . و امام صادق ( ع ) گفت : از آن كس بيزارى مىجويم كه بگويد براى خدا در آنچه ديروز نمىدانست بداء حاصل شد ، و نيز از آن كس بيزارم كه بگويد براى خدا دربارهء چيزى پشيمانى حاصل مىشود .