نيست . ولى اماميّه هرگز مختار را از خود نمىدانستند . از آن جهت به نام وى در اين مورد اشاره شده كه او قديمترين شيعهاى است كه مذهب بداء به او نسبت داده شده است .
موردى كه بدا للّه به صورت قطعى وارد احاديث شيعه شد ، وضع نابسامانى بود كه با مرگ زود رس اسماعيل پيش آمد . گزارش شده است كه امام جعفر صادق ( ع ) گفته بود : « براى خدا هرگز چنان وضعى پيش نيامد ( ما بدا للّه ) كه در مورد پسرم اسماعيل پيش آمد » « 1 » . هر توضيحى كه به توسط متكلّمان داراى تمايل عقلانى داده شود .
اين حديث با صورتى كه دارد ، چيزى بيش از تغيير امر خدا است . جانشين امام صادق ( ع ) به نام تعيين شده بود نه اينكه امرى صادر شده باشد .
مفهوم بداء كه به توسّط امام صادق ( ع ) براى بيرون آمدن از وضعى ناراحتكننده وارد اخبار شيعى شد ، سبب پيدايش خردهگيرى و مجادله و مناظرهاى ميان اماميان و معتزليان مخالف ايشان بود كه دربارهء تغييرناپذيرى خدا به شدّت تأكيد مىكردند .
جاحظ به اين كلمه در يك دسته از پرسشهاى گيجكننده كه در برابر يك شيعهء امامى طرح كرده بود ، اشاره كرده است « 2 » .
هامش
( 1 ) - التوحيد ، ص 336 . نوبختى ، الفرق بين الفرق ، ص 56 - 55 ، نوشته است كه پس از مرگ اسماعيل گروهى كه در اعتقاد خود نسبت به معصوم نبودن امام جعفر ( ع ) دچار ترديد و نوميدى شده بودند ، جدايى گزيدند و پيرو سليمان بن جرير زيدى شدند . سليمان امام را از دو جهت متهم به نادرستى كرد : يكى تقيه و ديگرى بداء . وى گفت : « و اما بداء زمانى پيدا شد كه آنان ، براى دانستن گذشته و حال و آينده ، در ميان پيروان براى خود مدعى آن منزلتى شدند كه پيامبران در ميان قومهاى خود داشتند . به پيروان خود مىگفتند كه فردا يا روزهاى ديگر پس از آن چنين و چنان خواهد شد . اگر حوادث بدان صورت كه پيشبينى كرده بودند اتفاق مىافتاد ، مىگفتند : به شما نگفتيم كه چنين خواهد شد ؟ خدا به ما دانشى داده است كه جز پيامبران كسى بدان آگاه نيست ، و با خدا همان ارتباطى را داريم كه پيامبران داشتند و از آن راه دانش خود را به دست مىآورد . و اگر آنچه پيشگويى كرده بودند صورت وقوع پيدا نمىكرد ، مىگفتند خدا انديشهء خود را دربارهء آفريدن آن عوض كرد ( بدا للّه ) » .
( 2 ) - جاحظ ، كتاب التربيع و التدوير ، چاپ ش . پلا[ Ch . pellat ]( دمشق ، انستيتوى فرانسوى دمشق . 1955 ) ، ص 42 .