اين به نظر ايشان خوب آمد كه تا مدّتى او را زندانى كنند » [ قرآن ، يوسف : 35 ] .
دست كم در دو مورد در تاريخ شيعه ، فعل بدا دربارهء خدا به كار رفته است ( بدا للّه ) . بدين ترتيب يك دشوارى ماندگار براى متكلّمان پيش آمد : اين كلمه در آن هنگام كه دربارهء خدا به كار مىرود چه معنى مىدهد ؟ شهرستانى نويسندهء سنّى امكانات را بدين صورت تلخيص كرده است :
« بداء چند معنى دارد :
[ ا ] بداء در علم ، در آن هنگام كه مخالف آنچه خدا مىداند براى او حاصل مىآيد . من گمان نمىكنم كه هيچ آدم با شعورى چنين اعتقادى داشته باشد .
[ ب ] بداء در اراده ، هنگامى كه قاعده و روش راست و درستى به خاطر او خطور كند متقابل با آنچه آن را درست مىدانست و به همان حكم كرده بود .
[ ج ] بداء در امر . بدين معنى كه خدا فرمانى مىدهد و پس از آن متقابل آن فرمان نخستين را مقرّر مىدارد . هر كس كه معتقد به امكان « نسخ » باشد ، فرمانهاى مختلف را در زمانهاى متفاوت ناسخ و الغا كنندهء يكديگر مىداند » « 1 » .
بغدادى « 2 » و شهرستانى « 3 » هر دو در انتساب اين مذهب و آموزه به مختار متّفقند كه در آن هنگام كه سپاهيان وى پس از آنكه به آنان گفته بود خدا وعدهء پيروزى در جنگ داده است ، در آن جنگ شكست خوردند ، اين نظريّه را براى توجيه شكست خود اختراع كرد يا به آن تمسّك جست . اين آشكارا وضعى است كه در آن بداء به اين معنى است كه خدا فكر يا ارادهء خود را تغيير داد و تنها سخن از دگر كردن امر و فرمان
هامش
( 1 ) - شهرستانى ، الملل و النحل ، ص 110 . بدان صورت كه در متن آمده ، جملهء آخر چنين خوانده و ترجمه مىشود : « آن كس كه معتقد به اين امكان نباشد . . . » ولى اين با آنچه مقصود است درست نمىآيد . چنان مىنمايد كه لم در سطر 11 به آنجا تعلق ندارد .
( 2 ) - الفرق بين الفرق ، ص 33 .
( 3 ) - الملل و النحل ، ص 110 .