تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انديشه هاى كلامى شيخ مفيد ( فارسى ) — صفحة 433

مساهمون:

ص٤٣٣
كه چنين نيستند « 1 » ، بايد چنان فرض كرد كه در جايى از كتابهاى گمشدهء او اين مطلب به عنوان برهانى بر وجود خدا متّكى بر حدوث جهان آمده بوده باشد . همان گونه كه اندكى پيشتر ديديم ، ابن بابويه نيز چنين برهانى داشت ، ولى جهان وى ساده‌تر از جهان مفيد و نه ساخته‌شدهء از اتمهاى و اعراض و اجسام ، بلكه ساخته‌شدهء از اجسام و عرضهاى آنها بود .

صفات خدا

ابن بابويه ، همچون شاگردش مفيد ، منكر آن بود كه صفات خدا وجودى از خود داشته باشند . برهانى كه وى براى اثبات اين نظر خود اقامه كرده ، بسيار موجز است . وى مىگويد : « برهان بر اينكه خدا دانا و زنده و تواناى به خود و نه از طريق دانايى و حيات و قدرتى سواى خودش است ، اين است كه اگر وى به دانايى دانا مىبود ، دانش وى يا قديم بود يا محدث . اگر محدث باشد ، پس خدا پيش از دانستن نادان مىشود و اين صفت نقص است . و هر چه ناقص باشد ، بنابر استدلالى كه پيشتر گذشت ، محدث است . ولى اگر قديم باشد ، لازم مىآيد كه قديمى ديگر در كنار خدا وجود پيدا كند . و بر اين توافق شده است كه چنين نظرى داشتن كفر است . و همين بيان در مورد برهان توانا و توانايى او و زنده و زندگى او صدق مىكند . و دليل اينكه خدا به صورت قديم و ابدى دانا و توانا و زنده است ، اين است كه ثابت شده است كه او به خود دانا و توانا و زنده است . بنابراين به صورت قديم داننده است از آن جهت كه ذات او كه دانش به آن تعلّق دارد قديم است . و به همين ترتيب ثابت مىشود كه او به صورت قديم توانا و زنده است » « 2 » .
هامش
( 1 ) - اوائل ، ص 78 . ( 2 ) - التوحيد ، ص 223 .