تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انديشه هاى كلامى شيخ مفيد ( فارسى ) — صفحة 432

مساهمون:

ص٤٣٢
« دليلى بر اين كه اجسام بايد محدث باشند اين است كه آنها بايد متّصل يا منفصل ، و متحرّك يا ساكن باشند . و اتّصال و انفصال و حركت و سكون حادث‌شدهء در زمانند و از اينجا معلوم مىشود كه اجسام محدثند ، از آن جهت كه آنچه نمىتوانند از آن جدا شوند محدث است » « 1 » . در پى اين برهان چند اعتراض و پاسخهاى آنها آمده است . در دومين اعتراض پرسيده شده است كه چرا عرضهاى اتّصال و انفصال ممكن نيست با هم وجود داشته باشد . ترجمهء عبارت چنين است : « چون مىبينيم كه متّصل تنها بدان جهت متّصل است كه اتّصال حضور دارد ، و با حضور انفصال منفصل مىشود ، چرا منكر آن مىشويد كه با حضور هر دو ممكن است متّصل منفصل شود » ؟ « 2 » . بايد توجّه داشت كه در اينجا سؤال براى ابن بابويه مربوط به اجسام متّصل و منفصل است نه ذرّات و اتمهاى متّصل و منفصل . در نظر وى جهان ساخته‌شدهء از اجسام با اعراض زمانى آنها است ، در صورتى كه در نظر شيخ مفيد و ذرّيگران ديگر ، جهان از اتمها و اعراض آنها ساخته شده كه به يكديگر پيوسته و اجسام را تشكيل داده‌اند . بنابراين در پاسخ گفتن به اين پرسش ، ابن بابويه مىتواند به اين امر متمسّك شود كه دو تا از حوادث چهارگانه ( اتصال يا انفصال و حركت يا سكون ) هميشه بايد در يك جسم وجود داشته باشد ، ولى هرگز دو حادث متقابل با يكديگر نمىتواند با هم در جسم وجود پيدا كند . شيخ مفيد با نظام ذرّيگرى خود بر آن بود كه ضرورت ندارد كه كلّ با حركات اجزاء خود متحرّك شود « 3 » . در نظر شيخ مفيد ، همهء اتمهاى يك جسم متحرك لازم نيست متحرّك باشد . چون شيخ مفيد معتقد به دستگاهى از اتمها است كه ثبات و دوام دارند و اعراضى
هامش
( 1 ) - همان كتاب ، ص 300 . ( 2 ) - همان كتاب ، ص 301 . ( 3 ) - اوائل ، ص 107 ، نقل‌شدهء پيش از اين ، ص 5 - 274 .