تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انديشه هاى كلامى شيخ مفيد ( فارسى ) — صفحة 424

مساهمون:

ص٤٢٤
و فرزندان خود بود ، و ديگرى به مردمان قبيلهء خود اختصاص داشت ، و ديگرى به مردمان سرزمين خود ، و يكى براى ابلاغ رسالت به همگان مأموريّت داشت » « 1 » . اين بدان معنى است كه انسان به كسى نياز دارد كه خدا او را فرستاده و مأموريّت داده باشد تا او را به شناخت خدا رهبرى كند . اين درست نيست كه هر كس مىتواند برهان و حجّت خدا شود . بايد از خدا الهام گرفته باشد . ابن بابويه به دنبال آن چنين آورده است : « و امّا در مورد ابراهيم خليل كه به زهره و سپس به ماه و سپس به خورشيد نگريست ، و چون آنها غروب كردند گفت :
« يا قَوْمِ إِنِّي بَرِيءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ
- اى مردم ، من از آنچه به آن شرك مىورزيد بيزارم » [ قرآن ، انعام : 78 ] ، بايد گفت كه او پيغمبر بود و الهام گرفته و فرستاده شده ، و هر چه گفته به الهام و وحى الهى بوده است . و گفتهء خدا چنين است :
« وَ تِلْكَ حُجَّتُنا آتَيْناها إِبْراهِيمَ عَلى قَوْمِهِ
- و آن حجّت ما است كه براى قومش به ابراهيم داديم » [ قرآن ، انعام : 83 ] . همه كس مانند ابراهيم نيست . اگر به سبب وجود معرفت عقلى نيازى به تعليم خدا و اينكه خود را بشناساند نبود ، خدا اين كلمات را فرو نمىفرستاد :
« فَاعْلَمْ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ
- پس بدان كه خدايى جز اللّه نيست » [ قرآن ، محمّد : 19 ] » « 2 » . مقصود ابن بابويه آن است كه عقل بدون يارى سمع ( وحى ) نمىتواند به شناخت كامل خدا برسد . اين بدان معنى نيست كه نتايجى كه عقل به آنها مىرسد اعتبار و صحّت ندارد . وى دربارهء وضع فعلى رسيدن مردمان به شناخت خدا سخن مىگويد . در صدد پژوهش دربارهء قدرت عقل تنها ، خواه براى اثبات و خواه براى ردّ آن ، نيست . روى هم رفته ،
هامش
( 1 ) - التوحيد ، ص 91 - 290 . ( 2 ) - همان كتاب ، ص 292 .
انديشه هاى كلامى شيخ مفيد ( فارسى ) — صفحة 424 | احمد آرام / مارتين مكدرموت