تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انديشه هاى كلامى شيخ مفيد ( فارسى ) — صفحة 423

مساهمون:

ص٤٢٣
بشناسيم ، او آنان را فرستاده و براهين و حجّتهاى خويش قرار داده است . و اگر او را به وسيلهء جانهاى خود بشناسيم ، او آنها را پديد آورده است . بنابراين او را به وسيلهء خودش مىشناسيم » « 1 » . در اينجا ابن بابويه بر عقل روا داشته است كه قابل به دست آوردن مقدارى معرفت و شناخت خدا شود . و در واقع چنان كه پس از اين خواهيم ديد ، از طريق محدث بودن جهان به اثبات وجود خدا پرداخته است . ولى نبايد كسى به جملهء « اگر او را با عقل خود شناخته باشيم » وى معنايى بيش از آنچه مىتواند تحمّل كند بدهد . ابن بابويه به صورت مثبت نمىگويد كه اين يك فرض واقعى است . مقصود وى آن است كه حتّى در چنين حالتى اعتبار شناخت از آن خدا است . بلافاصله پس از آن حديث ديگرى را تفسير مىكند مشعر بر اينكه ما براى شناختن خدا به كسى نيازمنديم كه او را فرستاده باشد . گفتهء وى چنين است : « امام صادق ( ع ) مىگويد : « اگر خدا نبود ، ما شناخته نمىشديم ، و اگر ما نبوديم خدا شناخته نمىشد » . معنى اين روايت چنين است : اگر حجّتها نبودند ، خدا با فهم درست شناخته نمىشد ؛ و اگر خدا نبود ، حجّتها شناخته نمىشدند . از متكلّمى شنيدم كه مىگفت : « اگر كسى در بيابان بىآب و علفى به دنيا آيد . و كسى نباشد كه او را رهبرى و هدايت كند ، چون به سنّ بلوغ برسد و به آسمان و زمين بنگرد ، اين خود براى او ثابت مىكند كه آنها سازنده و پديدآورنده‌اى دارند » . من به او گفتم : چنين چيزى وجود پيدا نكرده است . افسانه‌اى است دربارهء چيزى كه هرگز نبوده ، و مىخواهد بگويد كه اگر چنين چيزى وجود مىداشت چنان نتيجه‌اى از آن حاصل مىباشد . و اگر چنين حادثه‌اى پيش مىآمد ، آن انسان تنها براى خودش دليل وجود خدا به شمار مىرفت ، چنان كه پيامبرى تنها براى خويش مبعوث مىشد ، و پيامبر ديگرى مأمور ابلاغ به قوم
هامش
( 1 ) - التوحيد ، ص 290 .
انديشه هاى كلامى شيخ مفيد ( فارسى ) — صفحة 423 | احمد آرام / مارتين مكدرموت