تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انديشه هاى كلامى شيخ مفيد ( فارسى ) — صفحة 420

مساهمون:

ص٤٢٠
است كه به صورت مطلق بيان شده و در آن تمايزى ميان تودهء مردم كه مكلّف به پنهان كردن اعتقاد خود هستند و علما و كارشناسان كه موظّفند براى دفاع از اعتقاد خويش دربارهء آن استدلال كنند ، مشاهده نمىشود . ابن بابويه كه از توجّه به اين تمايز غافل مانده ، خود رفتار خويش را محكوم كرده است . چه شيخ مفيد مىگويد : « وى اعتقاد شخصى خود را دربارهء حق در خطابه‌هاى خويش كه جنبهء عام داشته ، و نيز در كتابهايش كه به صورتى وسيع انتشار يافته ، بيان كرده است . از تناقضى كه ميان گفتار و كردار او وجود دارد غافل مانده است . اگر آموزهء تقيّه را در جاى درست خود قرار مىداد [ يعنى آن را به صورت صحيح بيان مىكرد ] و از سخن بىربط دربارهء آن گفتن پرهيز مىكرد ، از تناقضگويى رهايى مىيافت و حقّ مطلب براى كسانى كه خواستار هدايتند آشكار و در به روى آنان گشوده و معناى آن براى ايشان هويدا مىشد . ولى وى از روش اصحاب حديث پيروى كرد و تنها به سطح معانى پرداخت و از راههاى تفكّر دورى گزيد . اين نگرش به دين كسى كه پايبند آن است آسيب مىرساند ، و باقى ماندن بر آن مانع تحقيق عقلانى است » « 1 » . شيخ مفيد مىگويد كه ابن بابويه ، على رغم خودش ، يك جدلى بود . ولى عملا ، اختلاف اساسى ميان آن دو در اين نيست كه ابن بابويه نتوانست مرد عالم را از تودهء مردم تميز دهد - چه وى چنين كرد - بلكه در آن است كه حتّى وظيفهء شخص كارشناس ، در طرح وى ، محدود به توضيح و بيان كردن احاديث بوده است . ابن بابويه به آن تمايل نداشت كه از آن احاديث بسيار دور شود و چندان به تفسير و توجيه آنها بپردازد كه سازگارى و توافقى ميان اين احاديث و تحقيق و پژوهش استقلالى به وجود آورد . مفيد ، با آنكه مىگفت عقل در مقدّمات و نتيجه‌گيريهاى خود به يارى سمع ( وحى ) نيازمند است « 2 » ،
هامش
( 1 ) - تصحيح ، ص 67 . ( 2 ) - اوائل ، ص 12 - 11 .