و باطل را با حجّت و برهان از ميان مىبردند و به همين جهت امامان ( ع ) از ايشان سپاسگزارى مىكردند و زبان به ستايش و ثناى ايشان مىگشودند » « 1 » . شيخ مفيد روايتهايى از كلينى در تأييد همين مطلب نقل كرده است . ممنوع شدن سخن گفتن دربارهء خدا را شيخ مفيد بدين صورت توجيه كرده است : « و امّا نهى از كلام دربارهء خداى عزّ و جلّ اختصاص دارد به نهى از كلام در شبيه شمردن او به آفريدگانش و ستمگر بودن در احكامش » « 2 » .
سپس شيخ مفيد كسانى را كه مخالف به كار بردن عقل و نظر هستند مورد حمله قرار مىدهد و مىگويد كه آنان از اين طريق بىعقلى خود را نشان مىدهند . وى همچنين به اين مطلب اشاره مىكند كه به كار بردن نظر به معنى مجادله و مناظره نيست ، و در زمانهاى متأخّر امكان آن هست كه به سبب تقيّه يا سببهاى ديگر چنان ضرورت پيدا كند كه از پرداختن به مناظره خوددارى كنند . ولى دست كشيدن از عقل و استدلال به تقليد كوركورانه مىانجامد كه همه در طرد آن با يكديگر اتّفاق كلمه دارند « 3 » .
ابن بابويه آشكارا اظهار داشته است كه تقيّه بر همهء اماميان تا زمان ظهور امام دوازدهم واجب است « 4 » . در همهء موارد ، براى جلوگيرى از خونريزى بايد به تقيّه عمل شود » « 5 » .
هامش
( 1 ) - تصحيح ، ص 27 - 26 .
( 2 ) - همان كتاب ، ص 27 . شيخ مفيد خواننده را به سه تا از كتابهايش ارجاع داده كه اكنون در دست نيست : الاركان فى دعائم الدين و الكامل فى علوم الدين و عقود الدين ، كه در آنها احاديثى را كه ظاهرا بر ضد علم كلام عقلى بوده گرد آورده و مورد بحث قرار داده است . و اين نشان مىدهد كه شيخ مفيد براى اينكه علم كلام را در برابر محدثان زمان خود علمى مجاز جلوه دهد ، گرفتار زحمت بوده است .
( 3 ) - تصحيح ، ص 28 .
( 4 ) - « رسالة » ، ص 05 - 104 ، ف ، 12 - 110 .
( 5 ) - « الهداية » ، ص 9 . از سوى ديگر ، ابن بابويه بر آن است كه امر به معروف و نهى از منكر واجب عينى است . ولى در موارد نامساعد ممكن است اين كار به صورت « قلبى » انجام شود . در ص 11 ( همان كتاب ) چنين مىگويد : « امر به معروف و نهى از منكر دو وظيفه است كه خدا بر حسب قابليت و استطاعت هر كس بر عهدهء او گذاشته است . و وظيفهء