فرماندار از جانب آل بويه در عراق وارد ماجرا شد و براى هر دو طرف مجازاتهايى تعيين كرد . ابن الجوزى گفته است :
« خبرها به عميد الجيوش رسيد . وى به بغداد رفت و براى ابو عبد اللّه بن المعلّم فقيه شيعى پيام فرستاد كه بغداد را ترك كند و در اين شهر نماند . و او را زير نظر قرار داد . به همين جهت وى شب شنبهء 23 رمضان از شهر خارج شد .
و سپس در صدد برآمد كه هر كس را كه دستى در شورش داشته دستگير كند .
بعضى را تازيانه زد و بعضى را به زندان افكند ؛ و ابو حامد به خانهء خود بازگشت . واعظان عمومى ( قصّاص ) را از سخن گفتن ممنوع ساخت . علىّ بن مزيد از ابن المعلم شفاعت كرد . و واعظان عمومى ، به شرط اينكه از تحريك مردم به فتنه و آشوب بپرهيزند ، بار ديگر اجازهء سخن گفتن يافتند « 1 » » .
در اينجا نيز مورّخان سنّى نگفتهاند كه مفيد در اين شورشها دست داشته است .
بيشتر چنان مىنمايد كه با وجود سپرده بودن سرپرستى جامعهء اماميان به نقيب ، كه بنابراين حضور وى براى برقرارى صلح و نظم در پايتخت ضرورت داشته ، فرماندار به شخصى به اندازهء كافى مهمّ نياز داشته است كه او را تبعيد كند و احساسات انگيختهشدهء سنّيان را تسكين بخشد . و اين گوسفند قربانى كسى جز شيخ مفيد فقيه برجستهء شيعيان نبود .
چهار سال بعد ، قادر خليفه با در دست داشتن سندى كه نياى علوى فاطميان را مورد تشكيك قرار مىداد ، گامى بر ضدّ خلفاى اين سلسله برداشت . شيخ مفيد نيز اين سند گواهى بر مشكوك بودن اصل علوى فاطميان را امضا كرد « 2 » .
هامش
( 1 ) - همان منبع ؛ على بن مزيد رئيس شيعيان ولايت حله بود كه مىبايستى شيخ مفيد پس از خارج شدن از بغداد عازم آنجا شود . رجوع كنيد به بوسه ، ص 76 .
( 2 ) - ابن الاثير ، نهم ، 88 .