تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انديشه هاى كلامى شيخ مفيد ( فارسى ) — صفحة 24

مساهمون:

ص٢٤
علوى وجود داشتند . اينان به دزدى و چپاول مىپرداختند و مردمان نسبت به ايشان خشمگين بودند . به همين جهت بهاء الدّوله ، عميد الجيوش ابو علىّ بن استاد هرموز را به عراق فرستاد تا نظم را برقرار سازد . او در تاريخ پنجشنبهء 17 ذو الحجّه وارد بغداد شد و مردم شهر از ترس او شهر را آذين بستند . وى عبّاسى و علوى را به يكديگر بست و هر دو را در دجله غرق كرد . و نيز گروهى از وحشىترين تركان را به دجله انداخت و كشت . شيعيان و سنّيان هر دو را از انجام تشريفات اعياد ممنوع ساخت . پس از آن ابن المعلّم فقيه شيعى را از شهر تبعيد كرد و در نتيجه آرامش برقرار شد « 1 » » . چنان به نظر نمىرسد كه ابن المعلّم در افروخته شدن آتش فتنه‌ها دست مىداشته است . بلكه چون ظاهرا تدابير سختى بر ضدّ سنّيان ، با ممنوع كردن مردمان از پرداختن به تشريفات مايهء تهديد و آشوب صورت مىگرفته ، و بعضى از تركان كه طرفدار اين گونه امور بودند مجازات مىشده‌اند ، فرماندار كه مىخواسته است بيطرفى خود را به همگان نشان دهد ، رهبر شيعيان را موقّت به تبعيد فرستاده است . مفيد بار ديگر نيز در آشوبهاى سال 398 دچار دردسر شد ، ولى در اين مورد نيز مورخ سنّى هيچ مسئوليّتى را براى آغاز اين آشوب متوجّه او نكرده است . ابن الجوزى گفته است : « روز يكشنبهء 10 رجب شورشى ميان مردم كرخ و فقها در قطيعة الرّبيع اتّفاق افتاد . دليل اين شورش آن بود كه بعضى از هاشميان ساكن باب البصرة به نزد ابو عبد اللّه محمّد بن النّعمان معروف به ابن المعلّم ، فقيه شيعى ، در مسجد وى در درب الرّياح رفتند و به او دشنام دادند . اصحاب وى خشمگين شدند و بيرون رفتند و مردم كرخ را به يارى خواستند . اينان به خانه‌هاى قاضى ابو محمّد بن الاكفانى و ابو حامد اسفرايينى ريختند و بر آنان حمله بردند .
هامش
( 1 ) - ابن الجوزى ، هفتم ، 220 .