چنين كند و اتفاقا به راه درست هم رفته باشد ، پاداشى نخواهد داشت ؛ و اگر بر راه خطا رود مورد عفو قرار نخواهد گرفت » « 1 » .
سپس شيخ مفيد نظر خود را دربارهء مورد اعتماد بودن ابن بابويه از لحاظ حديث چنين بيان مىكند :
« آنچه ابو جعفر رحمه اللّه روايت كرده ، عمل كردن به همهء آن تا زمانى كه با روشهاى مورد اعتماد صحّت گفتارهاى منسوب به امامان عليهم السّلام ثابت نشده است ، واجب نيست . چه اينها اخبار آحاد است كه نه موجب علم مىشود و نه موجب عمل [ بخوانيد « عملا » به جاى « عمدا » در متن چاپى ] . و روايت اين اخبار از كسانى است كه ممكن است غفلت يا اشتباه كرده باشند . ابو جعفر رحمه اللّه آنچه را شنيده روايت كرده و آنچه را حفظ داشته نقل كرده است ، بىآنكه صحّت آن را تضمين كرده باشد .
اصحاب حديث لاغر و فربه [ الغثّ و السّمين ] يعنى درست و نادرست را نقل كردهاند و تنها به آن نپرداختهاند كه دانستههاى حقيقى خود را نقل كنند . آنان مردمان صاحبنظر و اهل بازرسى و انديشيدن و تميز گذاشتن ميان درست و نادرست در آنچه روايت مىكنند نيستند . به همين جهت اخبار ايشان مختلف و مخلوط است و بازشناختن درست آن از نادرست جز از طريق نظر كردن در اصول و متّكى شدن به نظر و استدلالى كه سبب رسيدن به علم بر درستى منقول است ميسّر نمىشود » « 2 » .
خردهگيرى شيخ مفيد بر ابن بابويه و اصحاب حديث عموما مضاعف است .
نخست ، به جاى وارسى منابع روايات خود ، آنان هر خبرى را كه از افراد واحد يا راويان غير قابل اعتماد بدستشان مىرسد ، نقل مىكنند . و دوم ، به جاى آنكه قدرت عقلى خود را دربارهء رسيدگى به محتوى احاديث به كار اندازند تا آنچه را كه عقلپسند است
هامش
( 1 ) - « المسائل السرويّة » ، ص 56 .
( 2 ) - همان جا .