از آن با سنّت نسخ نمىشود . ولى سنّت به قرآن و نيز به سنّت نسخ مىشود .
خداى عزّ و جلّ گفته است :
« ما نَنْسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنْسِها نَأْتِ بِخَيْرٍ مِنْها أَوْ مِثْلِها
- آيهاى را كه براندازيم يا از يادش ببريم ، همانند آن يا بهتر از آن مىآوريم » « 1 » ، و درست نيست كه چيزى جز كتاب خدا همانند آن باشد ، و در سخن آفريدگان او هيچ سخن نمىتواند بهتر از سخن او باشد .
و اينكه مخالفان گفتهاند كه مقصود از « نأت بخير منها » آن است كه از لحاظ مصلحت بهتر باشد بىمعنى است ، چه چيزى نمىتواند از چيز ديگر به اين جهت بهتر باشد كه براى شخص ديگر شايستهتر و بيشتر مطابق مصلحت است . چنين چيزى در شرع مجاز نيست ، و نيز از لحاظ تحقيق لغوى درست نيست . اگر چنين مىبود ، عقاب بهتر از ثواب و ابليس نيكوتر از فرشتگان و پيامبران مىشد ، كه اين باطل و محال است .
و اين نظر كه سنّت قرآن را نسخ نمىكند ، مذهب اكثر شيعه و جماعتى از فقها و محدّثان است ، و بيشتر فقها و متكلّمان با آن مخالفند » « 2 » .
به گفتهء ابو الحسين ، هر چه شافعى منكر آن بود كه سنّت بتواند چيزى از قرآن را نسخ كند ، پيروان ابو حنيفه آن را معقول تصوّر مىكردند ، و بعضى بر آن بودند كه واقعا چنين كارى صورت گرفته بوده است « 3 » . ابو الحسين در ضمن استدلال بر اينكه چنين امرى عقلا امكانپذير است ، ابو هاشم جبّائى را موافق اين نظر معرّفى كرده است « 4 » .
در قسمت دوم استدلال خود ، براى نشان دادن اينكه حكمى از قرآن واقعا به توسّط يك سنّت نسخ شده ، ابو الحسين آيهء سنگسار را ذكر كرده است « 5 » . اين همان آيهاى است كه
هامش
( 1 ) - قرآن ، سورهء بقره ، آيهء 106 .
( 2 ) - اوائل ، ص 102 . همين مطلب در « اصول الفقه » ، ص 193 نيز آمده .
( 3 ) - المعتمد ، اول ، 424 ،
( 4 ) - همان كتاب ، ص 428 .
( 5 ) - همان كتاب ، ص 429 .