ناسخ و منسوخ
شيخ مفيد در خصوص ناسخ و منسوخ خود را مخالف معتزله دانسته و چنين گفته است :
« گفتار در ناسخ و منسوخ قرآن .
من مىگويم كه در قرآن ناسخ و منسوخ است ، همان گونه كه در آن محكم و متشابه است ، بنابر آنچه خدا از مصالح بندگان مىدانسته است . خدا ، عزّ اسمه ، گفته است :
« ما نَنْسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنْسِها ، نَأْتِ بِخَيْرٍ مِنْها أَوْ مِثْلِها
- آيهاى را كه براندازيم يا از يادش بريم ، همانند آن يا بهتر از آن مىآوريم » « 1 » .
و نسخ در قرآن ، به نظر من ، عبارت از نسخ و برانداختن احكام است نه برانداختن عين چيزى است كه از جانب او نازل شده و بسيارى از اهل خلاف چنان تصوّر مىكنند .
هامش
552 : « ميان مردمان دربارهء علمى كه از حديث متواتر حاصل مىشود اختلاف است . شيوخ ما ، ابو على و ابو هاشم مىگويند كه اين علم ضرورى است نه كسبى . ابو القاسم بلخى آن را كسبى مىداند . . . ما مىگوييم كه اثبات و استدلال عبارت از تنظيم كردن چيزهاى دانسته است به صورتى كه از آن به دانستهء جديدى دست يابند . بنابراين هر چيز كه وجود آن مبتنى بر تنظيم چيزهاى دانسته باشد اثبات شده است . ولى اين در صورتى است كه علم و شناخت از تواتر به دست آمده باشد ، زيرا آنچه را به ما گفتهاند تنها وقتى مىدانيم كه از اين امر آگاهى داشته باشيم كه گويندهء خبر نظر شخصى خويش را گزارش نمىكند ، بلكه چيزى را روايت مىكند كه در مورد آن خلط و اشتباهى وجود ندارد ، و اينكه خود او انگيزهاى براى دروغ گفتن نداشته باشد . از اين راه بر ما معلوم مىشود كه وى متكى بر اين آگاهى نادرست ما نيست كه او انگيزهاى براى دروغ گفتن ندارد » .
براى بحث دربارهء اين مسأله رجوع كنيد به فان اس ، شناختشناسى ، ص 17 - 416 .
( 1 ) - قرآن ، سورهء بقره ، آيهء 106 .