تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انديشه هاى كلامى شيخ مفيد ( فارسى ) — صفحة 397

مساهمون:

ص٣٩٧
عبد الجبّار مىگويد كه گزارشهاى دربارهء سرزمينها و سلاطين بيگانه ، و رواياتى كه به ما مىگويند پيغمبر ( ص ) چگونه نمازهاى پنج‌گانه مىگزارد و زكات مىداد و به حج مىرفت ، متواتر و بنابراين بالضّروره معلوم است . براى آنكه حديثى عنوان متواتر پيدا كند ، لازم است لااقل پنج نفر كه علم لازم دربارهء آن دارا بوده‌اند ، آن را روايت كرده باشند « 1 » . و درجهء يقينى بودن روايت بر نسبت ازدياد شمارهء راويان آن نسبت به پنج افزايش پيدا نمىكند « 2 » . دلايل عبد الجبّار براى ضرورت علمى كه چنين حديثى در شنونده ايجاد مىكند اينها است : نخست اينكه عقل واقعا صفات و خصوصيّات ناقلان گوناگون را در نظر نمىگيرد و نيز انگيزه‌اى درونى براى آنكه چنين كند ندارد . دوم اينكه انسان عاقل ممكن است دربارهء برهانها و نتايجى كه از آنها به دست مىآيد موافق نباشد ، ولى يك توافق كلّى دربارهء اين گونه روايت وجود دارد . و سوم ، اگر علم از گونه‌اى مىبود كه كسب شده است ، ممكن بود كسانى نتوانند به آن دست يابند يا ، پس از اينكه آن را به دست آوردند ، آن را فراموش كنند . شنوندهء يك حديث متواتر راه ديگرى جز پذيرفتن محتوى آن به عنوان علم ندارد . بنابراين علم او به امورى همچون گزارده شدن نمازهاى پنج‌گانه به توسّط پيغمبر ( ص ) با علم از يگانگى و عدل الهى تفاوت دارد ، چه اين علم از طريق استدلال حاصل مىشود « 3 » . ولى ابو الحسين بصرى ، بدون اشارهء به اين مطلب كه با استادش عبد الجبّار اختلاف نظر دارد ، پيرو نگرش بغداديان است كه علم حاصل از حديث متواتر را نه ضرورى بلكه اكتسابى مىدانند « 4 » .
هامش
( 1 ) - شرح ، ص 768 ؛ المغنى ، پانزدهم ، 361 . ( 2 ) - همان كتاب ، ص 372 . ( 3 ) - همان كتاب ، ص 349 . ( 4 ) - ابو الحسين محمد بن على بن الطيب البصرى ، كتاب المعتمد فى اصول الفقه ، ويرايش م . حميد اللّه و ديگران ( دمشق : انستيتوى فرانسوى دمشق ، 1964 ) ، دوم ،
انديشه هاى كلامى شيخ مفيد ( فارسى ) — صفحة 397 | احمد آرام / مارتين مكدرموت