غيبت امام دوازدهم ، اگر وضعى براى شيعهء امامى پيش بيايد كه در قرآن يا حديث دستور صريح خاصّى براى آن نيامده ، تكليف او چه خواهد بود ؟ مفيد با اين پرسش در يكى از بحثهاى خود راجع به غيبت روبهرو شده بود . مخالف وى چنين گفته بود كه اگر در موضوعى ميان دو نفر اختلافى از اين قبيل پيدا شود ، در غيبت امام هيچ فتوايى در حق ايشان نمىتوان صادر كرد . جواب مفيد چنين است :
« آن كس كه با موردى روبهرو شده و مىخواهد حكم شرعى را دربارهء آن بداند ، بايد به علماى شيعهء اماميّه رجوع كند تا آنان تحقيق كنند كه از راهنماييهاى ائمّهء پيشين چگونه بايد فتوى دهند . و اگر خداى ناخواسته چنين راهنمايى به دست نيايد و هيچ حكم وحى شده كه درست قابل انطباق بر حالت پيش آمده باشد در آن يافت نشود ، آن وقت معلوم مىشود كه عقل بايد در اين باره داورى كند . اگر خدا مىخواست كه از طريق سمع ( وحى ) حكمى در اين خصوص بوده باشد ، البتّه آن را بيان مىكرد . و اگر چنين كرده بود راه رسيدن به آن دشوارى نداشت .
در مورد اصحاب دعوى نيز چنين مىگوييم ، آنان اختلاف خود را بر كتاب خدا و سنّت پيامبرش عرضه مىكنند كه توسّط جانشينان پاك و راهنماى به حق از خاندانش به ما رسيده است . براى اين كار بايد بدان رضا دهند كه علما و فقهاى شيعه در كار ايشان نظر كنند . و اگر خداى ناخواسته از وحى چيزى به دست نيامد كه قابل انطباق بر آنچه مورد اختلاف و دعوى است باشد ، آنان خواهند دانست كه اين مورد از مواردى است كه حكم دربارهء آن به عقل واگذاشته است .
مثلا ، مردى چيزى را به زور از ديگرى مىگيرد . مرد غاصب بايد عين آن را در صورت موجود بودن به مالك نخستين آن پس دهد . اگر آن چيز از ميان رفته باشد ، بايد با دادن مثل آن خطاى خود را جبران كند . اگر مثل آن را ندارد ، بايد طرف دعواى خود را با پرداخت چيزى كه زيان او را جبران كند راضى سازد . و اگر نتواند يا نخواهد چنين كند ، در روز بازپسين بايد جوابگوى آن باشد . هرگاه كسى جنايتى در حقّ ديگرى مرتكب شود كه نتواند آن را
انديشه هاى كلامى شيخ مفيد ( فارسى ) — صفحة 391
مساهمون: احمد آرام
ص٣٩١