ذكرى به ميان نيامده داورى كرد . شيخ مفيد مخالف استدلال قياسى ( قياس ) است و چنين گفته است :
« گفتار در اجتهاد و قياس .
من مىگويم كه كوشش شخصى ( اجتهاد ) و قياس در حالتهاى جديد ( حوادث ) براى مجتهد و قياسكننده مجاز نيست . در خصوص هر حالت جديدى كه پيش بيايد ، نصّى از راستگويان - عليهم السّلام - موجود است كه بايد به آن حكم كند و حكم آن را به غير آن تجاوز ندهد .
اخبار صحيح و آثار روشن از ايشان ( ع ) بدين گونه روايت شده است . و اين مذهب مخصوص اماميّه است كه جمهور متكلّمان و فقهاى شهرهاى بزرگ ( امصار ) با آن مخالفت كردهاند » « 1 » .
شيخ مفيد آن آزادى را كه اهل سنّت در دورهء سازندگى فقه اسلامى قائل به آن بودند رد مىكند ، و نقش فقيهان را منحصر در به كار بستن قواعدى مىداند كه در احاديث براى حالتهاى مخصوص آمده است .
و اين نكتهاى است كه دربارهء آن بارها توسّط فقهاى سنّى به مبارزه طلبيده شده بود . در انجمنى كه عدّهء زيادى از فقها و متكلّمان در آن حضور داشتند ، از مفيد خواسته شد تا برهان خود را در ردّ قياس اقامه كند . مفيد در جواب گفت :
« دليل اين است : من دريافتهام كه آن حكمى كه مخالفان من آن را اصلى مىدانند كه بر آن قياس مىشود ، و فرع را از آن استخراج مىكنند ، چنان است كه بر خداى سبحانه و تعالى روا مىدارد كه در حادثهاى كه از هر جهت همانند حادثهء مورد نظر است ، حكمى بر خلاف آن صادر كند . اگر قياس صحيح مىبود ، عقلا اين امكان [ براى خدا ] وجود نمىداشت كه در موردى عينا مشابه حكمى مخالف بدهد ، مگر اينكه اختلاف حال و تغيير وصفى وجود داشته
هامش
( 1 ) - اوائل ، ص 16 - 115 .