و مىگويد كه اين اعتقاد ابن بابويه كه همهء قرآن در شب قدر نازل شده « بر خلاف مقتضاى ظاهر قرآن و اخبار متواتر و اجماع علما است » « 1 » . و بالاخره و از همه مهمتر اينكه اجماع براى اثبات صحّت خبر واحد كفايت مىكند « 2 » .
در المغنى ، عبد الجبّار اجماع را برهان معتبر ( حجّت ) مىشمارد و آن را بر دو گونه مىداند : يكى اجماع امّت به عنوان يك كل دربارهء چيزهاى كوچك ، و ديگر اجماع علما در موضوعاتى كه مردمان درس ناخوانده نمىتوانند به دنبال دلايل و براهين آنها بگردند ولى مىتوانند دربارهء نتايج توافق كنند « 3 » .
قياس
ديديم كه در نظام مفيد احاديث ائمّه ضامن حفظ شريعت است ، و همان نقشى را دارد كه اجماع در نظام تسنّن دارا است . ولى مسئلهء ديگرى كه با آن روبرو بودهاند اين است : چگونه بايد دربارهء امور فقهى كه به صراحت از آنها در قرآن يا حديث
هامش
( 1 ) - همان كتاب ، ص 58 .
( 2 ) - رجوع كنيد به پس از اين در همين فصل ، زير عنوان « خبر واحد » .
( 3 ) - المغنى ، هفدهم ، 243 . براى تحقيق بيشتر دربارهء مذهب عبد الجبار ، رجوع كنيد به م . بر ناندهشان ، مقالهء « اجماع در نظر عبد الجبار و اعتراض نظام بر او » ، در مجلهء تحقيقات اسلامى ، 30 ( 1969 ) ، ص 38 - 27 ؛M . Bernand , Studia Islamica .و « ملاحظات تازه دربارهء اجماع بنابر نظر عبد الجبار » ، در عربنامه ( آرابيكا ) .[ Arabica ]؛ و اجماع به عنوان اساس احكام فقهى بنا بر نظر ابو الحسين بصرى ( « مجموعهء تحقيقات اسلامى » ، يازدهم ؛ پاريس : ورن ، 1970 ) .L'Aecord unanime de la communaute comme fondement des status legaux l'Islam d'apres Abu l - Husain al - Basri ( « Collection Etudes musulmanes , » ) XI ; Paris : Vrin .