كند ، و از حدود او درگذرد ، [ خدا ] او را به آتشى در مىآورد كه جاودانه در آن مىماند و براى او عذابى خواركننده است » « 1 » . چنان كه معتزله مىگويند ، منحصر به غير مسلمانان است ، يا عامّ و كلّى است .
همه در اين امر اتّفاق كلمه داشتند كه بعضى از عبارتها و كلمات و احكام به خودى خود در نخستين نظر عامّ و كلّى مىنمايد و بعضى ديگر خاصّ . مسأله اين بود كه آيا هيچ شكل و صيغهء زبانشناختى هست كه بتواند بر شنونده يا خواننده معلوم كند كه چه وقت يك كلمه به معناى عامّ خود به كار رفته و همگان را شامل مىشود ، و چه وقت معنى آن خاص و جزئى است و تنها عدّهء معدودى را فرا مىگيرد . مفيد چنين گفته است :
« گفتار در عموم و خصوص .
من مىگويم كه براى خصوصيترين خاصها در زبان صيغهاى وجود دارد ، ولى براى خاصترين يا عامترين عام صيغهاى در لغت نيست . آنچه مقصود است به وسيلهء نشانهها و مقارناتى كه با آن همراه است مفهوم مىشود .
اين مذهب جمهور راجئه ( مرجئه ) و همهء متكلّمان اماميّه جز معدودى از ايشان است كه با معتزله موافقند » « 2 » .
مطابق نظر مفيد ، بعضى از گفتهها بنابر شكل بيان آنها آشكارا جنبهء خصوصى و جزئى دارند . ولى پارهاى از اظهارات عام است كه معلوم نيست آيا غرض از آنها همهء افرادى است كه زير پوشش آن قرار مىگيرند يا تنها جمعى از ايشان را شامل مىشود . اينها بيانات عامّى هستند كه به صورت نسبى خاص ، يا چنان كه مىگويند ، اخصّ هستند . بنابراين آنچه مفيد مىگويد اين است كه راهى براى آن وجود ندارد كه از روى كلمات يك بيان
هامش
( 1 ) - قرآن ، نساء ، 14 . براى حكمى دربارهء اين مسأله رجوع كنيد به اشعرى ، « اللمع » ، ص 80 - 73 ، شمارههاى 192 - 186 .
( 2 ) - اوائل ، ص 59 ، با حذف كلمهء « الراجئة » از آخرين سطر . همين نظر در « اصول الفقه » شيخ مفيد ، ص 80 - 77 هم آمده است . نيز رجوع كنيد به برونشويگ ، ص 204 .