« بدان كه ريشههاى احكام فقهى سه است : كتاب خدا ، سنّت پيامبرش ، و گفتههاى ائمهء طاهرين پس از وى . و راههاى رسيدن به معرفت آنچه در اين سه ريشه آمده ، سه است : يكى از آنها عقل است . و آن راه فهم برهانهاى قرآن و دلايل احاديث است . دوم زبان است . و آن وسيله و راه دريافت معنى سخن است . سومين آنها احاديث است . و آن راه تثبيت خود ريشهها يعنى كتاب خدا و سنّت و اقوال ائمّه است . و احاديثى كه به وسيلهء آنها به معرفت آنچه بدان اشاره كرديم مىرسيم ، سه است : احاديث متواتر ، احاديث آحاد همراه با شواهدى دالّ بر صحّت آنها ، و حديث با سلسلهء سند غير كامل كه اهل حق در عمل به اجماع آن را پذيرفتهاند » « 1 » .
نقش عقل و علم زبان آن است كه محتويات سه منبع يا سه ريشه را مورد توضيح قرار دهد . كار علم نقد حديث تحقيق در صحّت و اعتبار دو منبع اخير است .
ريشههاى فقه در مذهب تسنّن عبارت است از كتاب و سنّت پيامبر ( ص ) و اجماع و قياس . خواهيم ديد كه شيخ مفيد منكر حجّيّت قياس است ، و هر اجماعى را كه مشتمل بر ائمّه نباشد مردود مىشمارد .
عامّ و خاصّ
يكى از مسائل در تفسير و تعبير دستورهاى قرآن و سنّت كه ارتباط خاصّى با علم كلام دارد ، مسئلهء عامّ و خاصّ است . اين نظر معتزله كه مسلمان مرتكب گناه كبيره در معرض وعيد جاويدانه در آتش دوزخ ماندن است ، در تفسير قرآن نيز مورد بحث قرار مىگرفت : در اينكه آيا احكامى از قرآن همچون
« وَ مَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ يَتَعَدَّ حُدُودَهُ يُدْخِلْهُ ناراً خالِداً فِيها وَ لَهُ عَذابٌ مُهِينٌ
- و هر كه نافرمانى خدا و رسول او
هامش
( 1 ) - شيخ مفيد ، « اصول الفقه » ، در ابو الفتح محمد بن على الكراجكى ، كنز الفوائد ( مشهد : چاپ سنگى ، 1323 ه ق ) ، ص 87 - 186 .