ظهور مهدى ( ع ) با علايم غير قابل اشتباه آسمانى همچون توقّف خورشيد نيمروز و برخاستن عدّهاى از مردگان از گورها به اطلاع همگان خواهد رسيد . تا زمانى كه چنين حادثهاى اتّفاق نيفتد ، وظيفه شيعهء امامى آن است كه از فرمانروايان زمان خود فرمانبردارى كند .
همكارى با فاسقان و ظالمان
در زمان حاضر ، كه مؤمن در حال صلح و آرامش در زير فرمان حكومتى غير عادل زندگى مىكند ، سؤالى كه پيش مىآيد اين است كه تا چه حدودى مجاز به همكارى
هامش
حاضر شوند . علنا شيعيان خود را از شمشير كشيدن بر روى دشمنان و از برانگيختن ديگران به چنين كارى منع مىكردند . به جاى آن ايشان را به امام منتظرى وعده مىدادند كه از اخلاف ائمه است و در آخر الزمان ظهور خواهد كرد . به دست او است از بدبختى نجات خواهد يافت و احيا و هدايت خواهد شد .
« هنگامى كه وى ظهور كند ، ديگر تقيه مجاز نخواهد بود . فرشتگان در آسمانها ظهور او را به نام بر همگان به بانك بلند خبر خواهند داد ؛ جبرئيل و ميكائيل مردمان را به بيعت كردن با او مىخوانند . پيش از آنكه ظاهر شود ، علامات رستاخيز در زمين و آسمان آشكار خواهد شد . و چون او ظهور كند ، مردگان زنده خواهند شد . . .
« چون بر سلاطين و اميران فرمانرواى در زمان نياكان وى آشكار بوده است كه امامان وظيفهاى به قيام مسلحانه ندارند ، و از هر آشوبى در ميان پيروان خود جلوگيرى مىكنند و دربارهء مذهب خود به آنان دستور پيروى از تقيه مىدهند و دست و زبان خود را نگاه مىدارند ، اين فرمانروايان ايمنى زندگى ايشان را تأمين كردند » .
نيز رجوع كنيد به همان كتاب ، نامهء اول ، ص 13 . جواب به اين پرسش اصولا همان است كه ذكر شد ، ولى علايم ظهورى كه مؤمن با ديدن آنها بايد تقيه را كنار بگذارد ، گستردهتر است : « آنان بر اين عقيدهاند كه قيام مسلح زمانى مجاز است كه خورشيد نيمروز در وسط آسمان متوقف شود ، و صدايى از آسمان بشنوند كه هر كس را به نام خودش مىخواند ، و زمين بيداء فرو رود و منخسف شود ، كه در اين هنگام آخرين امام با شمشير ظهور خواهد كرد » .