مىكردند كه جز براى دفاع از جان در مقابل مسلمان ديگر شمشير به دست گيرد « 1 » . امّا معتزله بر آن بودند كه هر جا لازم و ممكن باشد ، بايد از زور استفاده شود . اشعرى چنين نوشته است : « معتزله ، جز الأصمّ ، بر وجوب امر به معروف و نهى از منكر با امكان و قدرت ، به زبان و دست و شمشير به هر صورت كه از عهده برآيند ، اجماع كردهاند » « 2 » .
عبد الجبّار نوشته است كه اختلاف ميان ابو على و ابو هاشم تنها دربارهء منبع و منشأ اين تكليف شرعى است . ابو على اين منشأ را عقل مىدانست و ابو هاشم آن را به وحى وابسته مىشمرد . عبد الجبّار با ابو هاشم موافق است و ميان تكليف در امر به معروف و تكليف در نهى از منكر تمايزى قائل شده است . به گفتهء وى ، ما تنها موظّفيم كه به نيكى سفارش كنيم و فرمان دهيم ، ولى مجبور به استفادهء از قوّه براى اين منظور نيستيم . مثلا هيچ كس موظّف نيست كه شخصى را كه خود مايل نيست ، براى گذاردن نماز واجب به مسجد بكشاند .
ولى براى جلوگيرى از كار زشت وضع تفاوت پيدا مىكند . مثلا ، هنگامى كه بر يك شرابخوار تسلّط پيدا مىكنيم ، در صورتى كه نهى از منكر زبانى ما در او مؤثّر نيفتد ، مكلّفيم كه از زور استفاده كنيم . علاوه بر اين ، چنين وظيفهاى مخصوص افراد است نه جامعه و امّت « 3 » .
تقيّه
امر به معروف و نهى از منكر به اجبارى كردن اجراى دستوراتى مربوط مىشود كه همهء مسلمانان آنها را پذيرفتهاند . اعتقادات خاصّ شيعهء اماميّه مسئلهء ديگرى است .
هامش
( 1 ) - رجوع كنيد به شعر ثابت بن قطنة در كتاب الاغانى ، به نقل فانفلوتن( Van Vloten )ص 163 - 162 .
( 2 ) - مقالات ، ص 278 .
( 3 ) - شرح ، 45 - 744 .