عزم جزم كند كه نه تنها از آن گونهء خاصّ گناه اجتناب ورزد ، بلكه نسبت به همهء گناهان چنين باشد ، چه همهء آنها قبيح است « 1 » .
شيخ مفيد در دنبالهء بحث خود در حقيقت توبه و اينكه آن عبارت از پشيمانى بر گناه يا عمل قبيح است ، چنين مىگويد :
گفتار در توبهء از يك قبيح با وجود پافشارى در قبيحى همانند آن .
« من مىگويم كه چنين توبهاى درست است ، حتّى اگر توبهكننده معتقد باشد كه آنچه بر آن باقى مانده و آن را ترك نمىكند قبيح است ، به شرط آنكه انگيزهها براى آنچه از آن دست كشيده و آنچه در آينده بايد دربارهء آن تصميم بگيرد ، متفاوت باشد . ولى اگر انگيزهها يكسان باشد ، آن وقت توبهء او درست نيست .
اين مذهب همهء اهل توحيد است جز ابو هاشم جبّائى . وى بر آن است كه توبهء از قبيح ، در صورت ادامه دادن به امرى كه به اعتقاد توبهكننده قبيح است ، درست نيست ، حتّى اگر آنچه قبيح تصوّر شده در واقع پسنديده بوده باشد » « 2 » .
عبد الجبّار ، بدون ذكر نام ابو هاشم ، مذهبى را كه مفيد مخالف مذهب خود خوانده ، مورد توضيح قرار داده و آن را از آن خود دانسته است « 3 » . اعتقاد و باور شخصى كه توبه مىكند ، اهميّت فراوان دارد . اگر به انجام دادن كارى كه قبيح است ادامه مىدهد ، در صورتى كه به اعتقاد وى آن كار خوب است ، آنگاه توبهء او بنا بر رأى عبد الجبّار درست است « 4 » .
هامش
( 1 ) - رجوع كنيد به همان كتاب ، ص 794 ، كه در آن آمده است كه ابو هاشم ، بر ضد ابو على ، معتقد به ضرورت توبه براى همهء گناهان بوده است .
( 2 ) - اوائل ، ص 62 .
( 3 ) - المغنى ، چهاردهم ، 376 .
( 4 ) - همان جا ، و شرح ، ص 794 .