در صورتى كه خلف نباشد به طريق اولى پسنديده خواهد بود . هنگامى كه مىگويم كه او خداى سبحانه و تعالى با وجود بيم دادن و وعيد عفو خواهد كرد ، اين را مىگوييم او با شرطى وعيد مىكند كه او را از خلف كردن در وعيدش بيرون مىآورد ، چه او حكيم است و كار بيهوده نمىكند » « 1 » .
شرطى كه شيخ مفيد ، بدون نام بردن ، از آن سخن مىگويد ، اين است كه وعيد تنها در حق كفّار صورت عمل پيدا مىكند . خدا مرتكبان گناهان كبيره را به خلود در آتش تهديد مىكند - تا زمانى كه ايمان نياورده باشند .
تفضّل يا ثواب
عبد الجبّار نوشته است كه نزاعى در ميان معتزلهء بغداد و بصره در اين خصوص وجود داشت كه آيا مجازاتى كه خدا دربارهء گناهكاران اعمال مىكند ، حقّ او است يا وظيفه و تكليف او . بغداديان ، با استدلال بر اينكه مجازات شدن گناهكار از طرف خدا لطفى از جانب خدا است - لطف از آن جهت كه ديگران را از گناه كردن بازمىدارد - مىگفتند كه خدا مكلّف به مجازات كردن گناهكاران است . بصريان مجازات گناهكار را حقّى براى خدا مىدانستند كه اگر بخواهد مىتواند آن را ببخشد . ولى بصريان مىگفتند كه حقيقت امر اين است كه خدا آگاهى داده است كه با گناهكاران چنان كه شايستهء آنند معامله خواهد كرد . عبد الجبّار بغداديان را بدان جهت مورد انتقاد قرار داده است كه ضرورت نتيجه شدن مجازات و عقاب را براى اعمال آدمى بيش از ضرورت ثواب و پاداش مىدانستند ، چه بغداديان بر آن بودند كه خدا با جود و كرم و نه با عدل خويش مكلف به پاداش دادن مطيعان است « 2 » .
شيخ مفيد ، براى جواب دادن به اين سؤال كه نعيم بهشت تفضّلى از خدا يا پاداش
هامش
( 1 ) - الفصول ، ص 40 .
( 2 ) - شرح ، ص 644 .