عبد الجبّار اين مطلب را كه مىتوان گفت كافرى اطاعت خدا مىكند ، نه تأييد كرده است و نه تكذيب . آنچه وى هنگام بيان و توضيح « عوض » و پاداش موقّتى براى رنج تحملشدهء توسّط كسى گفته است كه بايد در دوزخ عذاب شود « 1 » ، ممكن است مربوط به كفّار بوده باشد ، و نيز امكان دارد به مؤمنى مربوط باشد كه مرتكب گناه كبيره شده است .
آمرزش و عفو خدا
شيخ مفيد به عنوان بخشى از برهان خود دربارهء اينكه وعيد تنها مخصوص كفّار است ، بايد ثابت كند كه در آن هنگام كه مرتكب گناه كبيرهاى را كه مرده است مورد عفو قرار مىدهد ، نسبت به وعيد قبلى خود كه عذاب ابدى خواهد داد ، دچار انحراف و خطا نشده است . در ضمن استدلال بر ضدّ ابو القاسم بلخى چنين مىگويد :
« عرب و عجم و هر انسان عاقلى عفو را پس از بيم دادن و وعيد نيكو مىشمارد و عفوكننده را نكوهش نمىكند . پس اين گفته باطل است كه عفو و بخشايش از جانب خدا با وجود وعيد او قبيح است . چه اگر چنين عملى از جانب خدا قبيح مىبود در صورتى كه در نظر هر عاقلى پسنديده است ، همچنين لازم مىآمد كه هر عملى را كه از خدا پسنديده باشد ، مرد عاقل قبيح بداند . ولى اين متناقض با عدل است و به گفتهء كسانى بازمىگردد كه به خدا نسبت اجبار و جبرى مىدهد .
علاوه بر اين ، اگر عفو حتّى با وجود همراه بودن با خلف وعد پسنديده است ،
هامش
- « و اما دربارهء مذهب من در ارجاء ، بايد بگويم كه طاعت با كفر جمع نمىشود ، چه كافر پروردگار خود را نمىشناسد ، و چون او را نمىشناسد طاعت از او ممكن نيست . چه يك فعل تنها هنگامى طاعت است كه شخص فاعل آن را مخصوص براى كسى كه از او اطاعت مىكند به انجام رسانيده باشد . و چون نسبت به آنكه بايد فرمان او را ببرد جاهل است ، نمىتواند فعل را براى اطاعت او انجام دهد » .
( 1 ) - شرح ، ص 626 .