به عبارت ديگر از تمام كارهاى نيك مدت عمر يك انسان خوب كه در اين مسأله راجع به آن بحث شده ، كارى در برابر يك گناه كبيره بر نمىآيد . مجازات كردن او ، بدون توجّه به شايستگيهاى پيشين وى ، ضرورت دارد . بنابراين ، به گفتهء عبد الجبّار ، تفاوت مطلقى ميان گناه صغيره و گناه كبيره موجود است « 1 » .
نظر مفيد دربارهء گناهان صغيره و كبيره اين است كه اختلاف آنها نسبى است .
وى چنين مىگويد :
« من مىگويم كه هيچ گناهى در نفس خود صغيره نيست ، بلكه نسبت به گناهى ديگر چنين است . اين مذهب اهل امامت و ارجاء است ، و بنو نوبخت رحمهم اللّه با آن مخالفند و بر مذهب خلاف آن يعنى مذهب اهل وعيد و اعتزالند » « 2 » .
در نظام عبد الجبّار ، گناهان كبيره پاداشها را نابود مىكند ، ولى گناهان صغيره چنين نيست . بنابراين نسبتى واقعى ميان كبيره و صغيره وجود ندارد . در نظام شيخ مفيد ، مفهوم احباط مشاهده نمىشود ، و به همين جهت تفاوت مطلقى كه ميان صغيره و كبيره در نزد معتزليان موجود است ، در اينجا وجود ندارد .
اشاره كرديم كه اعتقاد مفيد به شفاعت اساس معارضهء او با نظريّهء وعيد معتزله است . ولى اين بدان معنى نيست كه شفاعت دليل عمده او است . بيشتر دليل اساسى آن است كه در اينجا موضعى همچون مرجئهء اختيار كرده و به آوردن براهين جدلى بر ضدّ
هامش
( 1 ) - ولى عبد الجبار اين مطلب را اضافه مىكند كه خداى تعالى بر ما معلوم نمىكند كه چه گناهى صغيره است و چه گناهى كبيره . اگر چنين مىكرد ، در حقيقت سبب وادار كردن مردمان به ارتكاب كارهاى زشت بود ؛ چه اگر آدمى بداند كه كدام گناهان را مىتواند انجام دهد كه اثر آنها با كارهاى نيكش پاك خواهد شد ، ديگر در ارتكاب اين گونه گناهان دچار ترديد نمىشود . رجوع كنيد به شرح ، ص 635 .
( 2 ) - اوائل ، ص 59 .