تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انديشه هاى كلامى شيخ مفيد ( فارسى ) — صفحة 341

مساهمون:

ص٣٤١
عبد الجبّار پس از آن توضيح مىدهد كه قيد « خواه بالفعل و خواه بالقوّه » براى كنار گذاشتن كسى است كه هيچ كار نيكى در دفتر اعمال خود ندارد . چنين شخصى اصلا مستحقّ ثواب و پاداش نيست . نكته در آن است كه مؤمن مستحقّ پاداشى متناسب با فرمانبردارى از قوانين شرع است . هنگامى كه مرتكب گناه كوچك ( صغيره ) مىشود ، پاداشى كه پيش از آن به سبب كارهاى نيكو شايستهء آن شده بود ، جبران كيفرى را كه با اين گناه استحقاق آن را پيدا كرده ، خواهد كرد . از طرف ديگر ، هنگامى كه يك مؤمن مرتكب گناهى بزرگ ( كبيره ) مىشود ، همهء پاداشهايى كه پيش از آن به سبب طاعت و عبادت شايستهء آن شده بود ، از ميان مىرود ، و مستحقّ چيزى جز عذاب و كيفر نمىماند . در نظام عبد الجبّار اختلاف فاحشى ميان گناهان صغيره و كبيره وجود دارد . همهء پاداشهايى كه حتّى بهترين كسان شايستهء آن شده‌اند هر اندازه هم كه بزرگ باشد ، با ارتكاب يك گناه كبيره از ميان مىرود . اساس استدلال عبد الجبّار قياسى است با حدود و مجازاتهايى كه در شرع براى بعضى از جرايم معيّن شده است و بايد بدون توجّه به شايستگيهاى پيشين مجرم در حق او اجرا شود . گفتهء وى چنين است : « آيا ممكن است ثواب طاعتهاى ما ، با اندازه‌اى از طول عمر كه مىتوانيم داشته باشيم ، به حدى برسد كه عقاب و كيفر كبيره را بتواند جبران كند ؟ و اصل در آن اين است كه به اين حد نمىرسد ، چه اگر يكى از ما در اطاعت از خدا و عبادت به هر مقامى رسيده باشد ، و سپس ده درهم بدزدد ، پس از آنكه همهء شرايط لازم تحقّق يافت ، امام به بريدن دست او به عنوان كيفر و عبرت گرفتن ديگران فرمان مىدهد ، در صورتى كه اگر بنا بود كارهاى خوب گذشته او كه پاداشى بسيار بيش از اين مجازات دارد در نظر گرفته شود ، هرگز بريدن دست او جايز نمىبود » « 1 » .
هامش
( 1 ) - همان كتاب ، ص 800 .