تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انديشه هاى كلامى شيخ مفيد ( فارسى ) — صفحة 325

مساهمون:

ص٣٢٥
مفيد نمىخواهد بگويد كه اكثريّت شيعيان شناسا و عارفند ، بلكه مىخواهد بگويد كه اين اكثريّت مىتواند عارف باشد ، بيش از اين خود را به مخاطره نمىاندازد « 1 » . مردمان معمولى كه استدلال و نظر نمىكنند از لحاظ ظاهر مسلمانند ، و اگر ناتوانى آنها در استدلال قصورى از خود ايشان نباشد ، واقعا مسلمانند . علاوه بر اين ، تمايز گذاشتن ميان كسى كه به تقصير از به كار بردن عقل خود غفلت مىورزد و كسى كه استدلال مىكند ولى قدرت آن را ندارد نظر خود را چنان كه بايد اظهار بدارد ، غالبا در حالتهاى فردى غير ممكن است . بنابراين در منظورهاى عملى به عامّهء مردم به چشم مسلمان نظر مىشود .

بدعتگذاران ( اصحاب البدع )

طبقهء ديگرى از مردم كه مفيد آنان را كافر مىداند ، صاحبان بدعتها و بددينانند . وى اينان را به صورت كلّى از امّت اسلامى بيرون مىدارد . گفتهء وى چنين است : « اماميّه بر اين امر اتفاق دارند كه اصحاب بدعتها همه كافرند ، و بر امام است كه اگر بر آنان دست يافت ، پس از دعوت به راه راست و استدلال كردن براى ايشان ، آنان را به توبه كردن دعوت كند . اگر از بدعتهاى خود توبه كردند و به راه راست بازگشتند [ كارى به ايشان ندارد ] ، و گرنه بايد آنان را به قتل برساند ، بدان جهت كه از دين مرتدّ شده‌اند . و اگر يكى از آنان بر آن بدعت از دنيا برود از اهل دوزخ خواهد بود . معتزله بر خلاف اين نظر اجماع كرده و گفته‌اند كه بيشتر اهل بدعت فاسقند نه كافر ، و حتّى در مورد بعضى از آنان چنان است كه با بدعت خود فاسق نيز خوانده نمىشوند و از اسلام نيز بيرون نمىروند ، همچون مرجئه از پيروان
هامش
( 1 ) - عبد الجبار نيز چنين تمايزى ميان معرفت كلى خواسته شده از مؤمن متعارفى و كاردانى تفصيلى كه از دانشمند توقع آن مىرود ، قائل است ، شرح ، ص 24 - 123 .