عرب و عجم و عوام النّاس چنين است . اينان اگر تكاليف را به زبان و اندامها به انجام برسانند ، پاداش ايشان همچون پاداش كودكان و بهايم و ديوانگان است .
و هر معصيت و نافرمانى كه از ايشان صادر شود ، در برابر آن مستحقّ كيفر در اين جهان و در جهان ديگر خواهند بود ، چه در روز حساب و چه مدّتهاى دراز در آتش دوزخ . سپس از آتش بيرون مىآيند و به قرارگاه پاداش و ثواب مىروند » « 1 » .
قرارگاه پاداش ( محل الثّواب ) عملا بهشت است . در فصل پس از آن آمده است كه كودكان و ديوانگان و بهايم در بهشت جاى دارند ، و اين نه بنا بر عدل الهى بلكه بنا بر جود و تفضّل او است « 2 » . بنابراين عوام النّاس مورد نظر ، ناگزير از آنند كه كلمات شهادت را بر زبان برانند و اعمالى را كه در شرع آمده است به انجام برسانند ، حتّى اگر نتوانستند معانى آنها را بفهمند .
ديديم كه اسلام مشتمل بر ايمان ولى از آن گستردهتر است . داخل در محوّطهء اسلام ، ولى بيرون از ايمان به معنى خاصّ كلمه ، كسانى جاى دارند كه ، بدون خطايى از جانب خود ايشان ، دربارهء ايمان خويش به استدلال نپرداختهاند . دربارهء كسانى كه مىتوانند عقل و استدلال خود را به كار اندازند ولى چنين نمىكنند ، مفيد گفته است :
« و گروهى از مقلّدان به نظر من كافرند ، چه نيروى استدلال هست تا به وسيلهء آن به دانستنيها و شناختها دست يابند . پس چون از نظر كردن در راههاى رسيدن به معرفت صرف نظر كردهاند ، شايستهء آنند كه جاودانه در آتش بمانند » « 3 » .
هامش
( 1 ) - همان كتاب ، ص 79 .
( 2 ) - رجوع كنيد به اوائل ، ص 91 ، و پس از اين در كتاب حاضر ، فصل دهم ، زير عنوان « تفضل يا پاداش » .
( 3 ) - الفصول ، ص 79 .