پديدار شود به او خيانت كنند . ولى مفيد از اين امر آگاه است كه ايمان خود وى هرگز متزلزل نخواهد شد ، از آن جهت كه بر پايهء معرفت قرار گرفته است . سخن وى چنين است :
« من مىدانم كه خداى عزّ و جلّ و فرستادهاش صلى اللّه عليه و آله و سلّم و همهء امامان را عليهم السلام خوب مىشناسيم ، و اين شناخت مرا از گرفتار شدن به كفر ناآمرزيدنى و كوشيدن در ريختن خون امام عليه السّلام بازمىدارد . من مىدانم كه حتّى ترساندن امام هم كفر ناآمرزيدنى است . من يقين دارم كه بنا بر آنچه در موافات به آن معتقدم ، از آن ( يعنى كفر ) محفوظ خواهم ماند » « 1 » .
مفيد مىگويد كه ايمان واقعى چنان شناخت و معرفت روشنى است كه هر كس داراى آن باشد ، نمىتواند پس از آن كافر شود . چون اطاعت از قانون شرع جزئى از ماهيّت آن نيست ، گناهان بعدى سبب آن نخواهد بود كه شخص از جرگهء مؤمنان خارج شود . اگر فردى از افراد فرقهء اماميّه عمل كفرى همچون خيانت ورزيدن به امام خود مرتكب شود ، توضيح آن اين است كه فرد مورد نظر هرگز واقعا مؤمن نبوده است .
درجهء كفر :
( 1 ) مجبّره
احكام نظرى مفيد دربارهء ايمان ، در صورتى كه به شكل منفى دربارهء كسانى كه اين احكام بر آنها قابل تطبيق نيست در نظر گرفته شود ، آسانتر قابل فهم خواهد شد .
همهء مجبّره ، پيروان كورى ( مقلّدان ) كه لازم است بهتر بشناسند ، اصحاب بدعتها و دشمنان على همه از شمار مؤمنان بيرونند .
همهء اعضاى فرقهء اماميّه كه مفيد به آن تعلّق دارد . ايمانى همتراز با ايمان او ندارند .
اين موضوع در « المسائل السّرويّه » مطرح شده است :
هامش
( 1 ) - الفصول ، ص 78 .