تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انديشه هاى كلامى شيخ مفيد ( فارسى ) — صفحة 319

مساهمون:

ص٣١٩
و گناهكار بىايمانى كه در پايان عمر ايمان بياورد ، هميشه مورد لطف و رضاى خدا بوده است ، چه خدا انديشهء خود را عوض نمىكند « 1 » . به عبارت ديگر دوستى و دشمنى خدا به ذات تغيرناپذير او تعلّق دارد . اشعرى نوشته است كه فرقه‌اى از خوارج به نام مكرميّه به نظريّهء موافات معتقد بودند ، كه معنى آن چنين است : « خداى تعالى بندگانش را بنا بر حالتى كه به جانب آن روانند ، و نه بر اعمالى كه اكنون به آن اشتغال دارند ، دوست يا دشمن مىدارد » « 2 » . فرقهء ديگرى از خوارج به نام خازميّه نيز به گفتهء اشعرى بر اين اعتقاد بودند « 3 » . وضع شيخ مفيد در درجهء اوّل غير جبرى است . همچون معتزله به تأكيد اظهار داشته است كه دوستى و دشمنى خدا نسبت به انسان مبتنى بر انتخاب قبلى خدا نيست . ولى با اعتقاد به اين عقيده كه اگر آدمى يك بار مؤمن شود ، هرگز آن ايمان را از كف نخواهد داد ، از معتزله جدا مىشود . علّت اين جدايى آن است كه تصوّر شيخ مفيد از ايمان ، همچون تصوّر مرجئه ، جنبهء بسيار عقلانى دارد . در واقع ايمان چنان شناخت روشن و استوارى از خدا است كه چون يك بار حاصل شود ، پس از آن انكار اين شناخت ممكن نيست . و اين با تصوّر معتزليان از ايمان كه آن را مركّب از شناخت و اطاعت هر دو مىدانستند ، كاملا تفاوت داشت . خصوصيّت عقلى و بنابراين محو ناشدنى ايمان در نظام شيخ مفيد ، در فقره‌اى از كتاب الفصول المختارة آمده است . در اين فقره با يك معتزلى كه نام او را ذكر نكرده در حال مناظره است . سؤال معتزلى اين است كه چرا اكنون كه اين همه پيروان امام دوازدهم منتظر ظهور و آماده يارى كردن به او هستند ، ظهور نمىكند . مفيد در جواب مىگويد كه بسيارى از افراد فرقهء اماميّه قابل اعتماد نيستند ، چه ممكن است اگر آن حضرت
هامش
( 1 ) - ابن حزم ، چهارم ، 58 . ( 2 ) - مقالات ، ص 100 . ( 3 ) - همان كتاب ، ص 96 .