را معرفت و اقرار مىدانند . گفتهء وى چنين است :
« و من مىگويم كه با وجود اين دوستى خداى تعالى نسبت به مؤمن در حال ايمان او ، و دشمنى او نسبت به كافر در حال كفر و گمراهى او است .
و اين مذهب است كه با اصول اهل عدل و ارجاء ( يعنى مذهب مرجئه ) سازگار است ، چه معتزله به قسمتى از آن معتقدند و مرجئه ( بخوانيد « مرجئه » به جاى « مجبّره » در متن چاپى ) با پارهاى از آن موافقند . و تمام آن مذهب كسانى است كه جمع ميان دو قول مىكنند كه يكى قول عدل است و ديگرى مذهب اصحاب موافات از مرجئه . و اما از اين گفته كه خداى تعالى ممكن است دشمن كسى باشد كه بعدها دوست او شود ، ولى اينكه دوست كسى شود كه بعدها ممكن است دشمن او باشد درست نيست ، پيش از اين در باب احوال شخص در حال مرگ ( موافات ) سخن گفتيم » « 1 » .
هدف مهمّ مفيد در اينجا ايجاد سازگارى ميان معتزله و مرجئه دربارهء وضع مرتكبان گناهان كبيره است . شيخ مفيد سخن خود را با همان حكمى آغاز مىكند كه هر معتزلى با آن موافق است : دوستى و دشمنى خداى تعالى مشروط به اعمال آدمى است ، و پايهء اعمال شايستهء انسان شناخت خدا يا ايمان است . ولى بلافاصله پس از آن تصريح مىكند كه خدا دوستى خود را به آدمى به خاطر ايمان او ، يا به گفتهء مفيد « در لحظهء ( حال ) ايمان او » ارزانى مىدارد . اين گفته را البتّه مىتوان چنان تفسير كرد كه با نظر معتزليان سازگار باشد ، بدين معنى كه تعبير آن را چنين بدانيم كه ايمان آدمى بنا به تعريف شامل كارهاى نيك او است ، يا اينكه دوستى خدا نسبت به انسان در هنگامى آغاز مىشود كه او به ايمان آوردن آغاز كرده ، و تا زمانى ادامه پيدا مىكند كه وى مرتكب گناه كبيرهاى شود . ولى با چنين تفسيرى ، آنچه به دنبال آن مىآيد معنايى ندارد . چه شيخ مفيد بلافاصله پس از آن گفته است كه خدا ، در عين آنكه ممكن است دشمن كسى باشد كه بعدها دوست او شود ،
هامش
( 1 ) - اوائل ، ص 96 .