امكان ندارد دوست كسى شود كه بعدها دشمن او خواهد شد . به عبارت ديگر ، خداى يگانه دوستى خود را ارزانى مىدارد ، ولى آن را پس نمىگيرد . هيچ معتزلى اين نظر را نمىپذيرد .
در فصل مربوط به حالات مرگ ( موافات ) كه مفيد به آن اشاره كرده ، چنين آمده است :
« گفتار در موافات .
من مىگويم كه آن كس كه خداى تعالى را زمانى در زندگى خود شناخته و لحظهاى از ايّام عمر خود به او ايمان آورده ، جز با ايمان به خدا از دنيا نخواهد رفت .
و آن كسى كه با كفر به خداى تعالى از دنيا برود ، در هيچ زمانى به او ايمان نياورده بوده است .
در اين باره احاديثى از ائمّهء راستين ( ع ) در دست است ، و بسيارى از فقهاى امامى و راويان حديث به آن اعتقاد دارند . مذهب گروه كثيرى از متكلّمان مرجئى است ، و بنو نوبخت - رحمهم اللّه - مخالف آنند و بر مذهب مخالفان آن از اهل اعتزالند » « 1 » .
شيخ مفيد گفته است كه نظر وى دربارهء دوستى و دشمنى خدا تركيبى از عدل و موافات است . به صورت جزئى با هر دو موافق است . همراه با معتزله به آن معتقد است كه خدا ممكن است دشمنى خود را نسبت به يك نفر به دوستى مبدّل كند ؛ همراه با طرفداران نظريّهء موافات بر آن كه امكان ندارد خدا دوستى خود را نسبت به يك نفر به دشمنى تبديل كند . ابن حزم گزارشى از نظريّهء قديمى موافات به دست داده است . وى گفته است كه نظر هشام فوطى معتزلى و همهء اشاعره آن است كه اگر كسى در سراسر عمر مؤمن باشد و فرمان شرع را اطاعت كند ، و هنگام مرگ همچون مرتدّ و بىايمان از دنيا برود ، اين بدان معنى است كه خدا هميشه ، و حتّى در آن زمان كه ايمان داشته ، از او ناراضى بوده است .
هامش
( 1 ) - همان كتاب ، ص 58 .