تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انديشه هاى كلامى شيخ مفيد ( فارسى ) — صفحة 316

مساهمون:

ص٣١٦
به خدا در مقايسهء با دشمنى خدا نسبت به بنده . امّا دوستى بنده نسبت به خداى عزّ و جل مستلزم فرمانبردارى از خدا و اعتقاد به واجب بودن سپاسگزارى و ترك نافرمانى او است . و من بر آنم كه اين دوستى حاصل نمىآيد مگر پس از آنكه بنده نسبت به خدا معرفت پيدا كند . و امّا دوستى خدا نسبت به بنده برانگيختن او است براى رسيدن به پاداشى و خرسند بودن از كارهاى او . و امّا دشمنى بنده نسبت به خداى تعالى ، كفر ورزيدن و منكر شدن نعمتها و نيكويىهاى او و مرتكب شدن گناهان با سركشى از فرمان او [ بخوانيد « عناد » به جاى « عباد » ] و بىاعتنايى به نواهى او است ، و هيچ يك از اين چيزها جز در نتيجهء نادانى نسبت به خدا حاصل نمىشود . و امّا دشمنى خدا نسبت به بنده برانگيختن بنده است به كارى كه كيفر او را پيوسته سازد و شايستگى رسيدن به پاداش را براى كار نيكى كه كرده است از او سلب كند ، و او را محكوم به لعنت قرار دهد ، و از او و كارهايش تبرّى كند » « 1 » . مفيد ، بر خلاف نظر مجبّره ، مىگويد كه دوستى و دشمنى خدا مشروط به اعمال آدمى است ، و اينكه اساس ضرورى همهء اعمالى كه مايهء دوستى خدا مىشود ، ايمان ، يا به گفتهء خود وى معرفت خدا است . و اساس معصيت و نافرمانى كه شخص را دشمن خدا مىسازد ، نادانى است . وى در شرح خود بر اصول عقائد ابن بابويه ، كفر را برابر با جهل نسبت به خدا و فرستادگانش دانسته است « 2 » . از سخن مفيد ضمنا اين مطلب معلوم مىشود كه اعمال انسان هميشه لازمهء واكنش خدا از دوستى يا دشمنى نيست ، بلكه تنها ايمان و كفر آدمى چنين است . در اينجا مفيد از معتزله و خوارج كه اعمال را وارد ايمان مىكنند دور و به مذهب مرجئه نزديك مىشود كه ايمان
هامش
( 1 ) - اوائل ، ص 96 - 95 . ( 2 ) - تصحيح ، ص 55 .