اين مطلب كه هر مؤمنى مسلم است ولى هر مسلمى مؤمن نيست ، در قسمتى از اوائل آمده كه در آن از اختلاف عمدهء ميان اماميّه و معتزله سخن رفته است . پاسخ به سؤال مربوط به ارتباط ميان ايمان و اسلام از مطالب گوناگونى به دست مىآيد كه شيخ مفيد در خصوص ايمان و كفر بيان كرده است .
مسئلهء مرتكب گناه كبيره در قسمت متأخّرترى از اوائل آمده . شيخ مفيد در اين باره چنين گفته است :
« گفتار در اسماء و احكام .
من مىگويم كه مرتكبان گناهان كبيره از اهل معرفت و اقرار ، به سبب ايمان داشتن به خدا و فرستادهاش و به آنچه از نزد وى آمده ، مؤمنند ؛ و به سبب گناهان بزرگى كه مرتكب شدهاند فاسقند . ولى من آنان را به صورت مطلق نه به نام فسق مىخوانم و نه به نام ايمان ، بلكه به صورت مقيّد چنين مىخوانم .
از آن خوددارى مىكنم كه به صورت مطلق آنان را مؤمن يا فاسق بخوانم ، بلكه به صورت مطلق مسلمانشان مىنامم .
اين اعتقاد اماميّه جز نوبختيان است . اينان فاسقان را به نام مؤمن مىخوانند » « 1 » .
اصطلاحى كه شيخ مفيد در اينجا به صورت اهل المعرفة و الاقرار آورده ، رنگ مرجئى دارد ، چه مرجئه پيوسته در تعريف خود از ايمان اين دو لفظ معرفت و اقرار را به كار مىبردند . ولى مفيد آن را نه براى توصيف ايمان بلكه براى توصيف اسلام به كار برده
هامش
( 1 ) - اوائل ، ص 60 ؛ نيز رجوع كنيد به ص 15 از همين كتاب : « اماميه بر آن متفقند كه مرتكب گناهان بزرگ از اهل معرفت و اقرار به اين عمل خود از اسلام بيرون نمىرود ، و او مسلمان است هر چند به سبب گناهانى كه كرده فاسق است .
« همهء مرجئه و همهء اصحاب حديث و عدهاى از زيديه در اين اعتقاد با ايشان موافقند .
معتزله و عدهء كثيرى از خوارج بر خلاف اين نظر دارند ، و چنان مىپندارند كه مرتكبان كبائر كه از آنان نام برديم فاسقند ، نه مؤمنند و نه مسلم ، و هر اندازه هم كه ترك طاعت بر فسق ايشان بيفزايد باز چنين است » .