سپس مفيد سه آيه از قرآن را در تأييد نظر خويش در اينكه « انسان » واقعى همان روح است كه پس از مرگ قائم به نفس باقى مىماند ، آورده است . از آيهء
« يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ ، ما غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ ، الَّذِي خَلَقَكَ فَسَوَّاكَ فَعَدَلَكَ ؛ فِي أَيِّ صُورَةٍ ما شاءَ رَكَّبَكَ
- اى انسان ، چه چيز ترا به پروردگار بزرگوارت مغرور كرد : آنكه ترا آفريد و راست و معتدلت ساخت ؛ به هر صورتى كه خواست ترا تركيب كرد » « 1 » چنين نتيجه مىگيرد كه انسان « صورتى » نيست ( كه در اينجا صورت به معنى جسد گرفته شده ) كه آدمى به آن صورت در آمده است . از شگفتى كسى كه به او گفتهاند به بهشت داخل شود : «
قِيلَ ادْخُلِ الْجَنَّةَ ، قالَ : يا لَيْتَ قَوْمِي يَعْلَمُونَ ، بِما غَفَرَ لِي رَبِّي وَ جَعَلَنِي مِنَ الْمُكْرَمِينَ
- گفته شد كه به بهشت درآى ، گفت : كاش قوم من مىدانستند كه پروردگارم مرا آمرزيد و از گرامىداشتگانم كرد ! » « 2 » ، چنين نتيجه گرفته است كه شخصى كه كشته و تن او به خاك سپرده شده ، هنوز مىتواند سخن بگويد و به بهشت داخل شود . و از آيهء
« وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْواتاً ، بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ
- و مپنداريد كه آن كسان كه در راه خدا كشته شدند مردگانند ، بلكه زندگانند نزد پروردگار خويش روزى داده مىشوند » « 3 » نتيجهء مشابهى گرفته است .
در جواب پرسش خاصّى مربوط به ارواح ، مفيد در اين باره تأكيد مىكند كه با وجود قائم به نفس بودن ارواح ، براى آنكه باقى بمانند به آن نياز دارند كه خدا آنها را در وجود باقى بدارد . وى همچنين به گونهاى از زندگى جانورى اشاره مىكند كه مخصوص بدنها است . مىگويد :
« به اعتقاد ما ، ارواح عرضند و بقا ندارند و خدا پايان آنها را لحظه به لحظه به تأخير مىاندازد [ بخوانيد « بعد » به جاى « عبد » ] . و اگر ادامهء حيات توسّط
هامش
( 1 ) - قرآن ، سورهء انفطار ، آيههاى 8 - 6 .
( 2 ) - قرآن ، سورهء يس ، آيات 27 - 26 .
( 3 ) - قرآن ، سورهء آل عمران ، آيهء 169 .