را بدون نياز به اتّصال شعاعهاى هوا بشنويم . چنين است كه يكى از ما صدايى را در محلّ خود مىشنود » « 1 » . نكتهى كه عبد الجبّار از اين استدلال به آن مىرسد اين است كه چون ما مىتوانيم آنچه را به خود شنيدنى باشد بشنويم ، اگر خدا شنيدنى مىبود مىبايستى اكنون بتوانيم او را بشنويم .
به گزارش ابو رشيد ، بلخى گفته است كه صوت بايد از دو جسم كه به هم كوفته مىشوند بيايد ، ولى اين كه ابو هاشم منكر اين خصوصيّت شده و گفته است كه صوت به خودى خود به يك محل نيازمند است ، و دليل اينكه انسان نمىتواند جز با كوفتن چيزها به يكديگر صوت توليد كند ، آن است كه انسان خود محدود است و به آن نياز دارد كه در اعماق خود ابزار به كار برد « 2 » . اين طرز تصوّر صوت به وضوح شبيه طرز تصور عبد الجبّار است ، چه هر دو از وجود صوت در محلّ خود سخن مىگويند و نه همچون مفيد از آغاز شدن در برخورد اجسام و سپس پيش رفتن آن به صورت موجى در هوا . تصوّر بصرى صوت نيازى به يك ميانجى براى انتقال ندارد .
مفيد سپس به توضيح فيزيكى بو و مزه پرداخته و چنين گفته است :
« و امّا در مورد بو بايد گفت كه از جسم بودار پارههاى لطيفى جدا و در هوا پراكنده مىشود . بخشى از اين پارهها كه وارد بينى مىشود ، سبب ادراك بو خواهد شد . و امّا در مورد چشيدن ، بايد گفت كه آن در نتيجهء حل شدن قسمتى از جسم چشيدنى و آميختن آن با ترى زبان و كام حاصل مىشود . و به همين جهت است كه آنچه حل نشود ، همچون ياقوت و شيشه و مانندهاى اينها ، مزهاى ندارد .
دريافت مزهها و بوها تنها از طريق تماس صورت مىگيرد و اختلافى در اين نيست » « 3 » .
ذرّات چيزهاى بوييدنى و چشيدنى از آنها صادر مىشوند و با اندامهاى حس تماس پيدا
هامش
( 1 ) - المغنى ، چهارم ، 136 .
( 2 ) - هورتن ، فلسفه . . . ، ص 121 ، ضمن نقل برگ آ 69 .
( 3 ) - اوائل ، ص 115 .