گفتار در حركتها و اينكه آيا بعضى از آنها سبكتر ( اخفّ ) از بعضى ديگر است .
من مىگويم كه اين محال است ، به دليل آنچه پيشتر دربارهء محال بودن دو حركت در يك جزء ( ذرّه ) و در يك لحظه ( حال ) بيان كرديم . ولى اين درست است كه متحرّكى سبكتر ( كندتر ) يا سريعتر از متحرّك ديگر باشد . و اين در اجسام محال نيست . و اين نيز مذهب ابو القاسم و بيشتر اهل نظر است ، و گروهى از دهريّه و ديگران با آن مخالفند » « 1 » .
به عبارت ديگر ، علّت اينكه چرا سرعت حركت تغيير نمىكند ، آن است كه براى يك شىء متحرّك امكان آن نيست كه در يك لحظه از دو محل عبور كند .
و اين مستلزم آن فرض است كه نه تنها ذرّاتى در فضا وجود دارد ، بلكه زمان نيز مركّب از ذرههاى ناپيوستهء غير قابل تقسيمى از دوام است . يك جسم فقط مىتواند يك ذرّهء فضايى را در يك ذرّهء زمانى طى كند ، چه هر دوى آنها تقسيمناپذيرند . اگر حركت يك جسم سريعتر از حركت جسم ديگر باشد ، بدانسان كه جسم اوّلى در يك ذرّهء زمانى دو ذرهء فضايى ( مكانى ) را بپوشاند ، اين به معنى دونيم كردن ذرّهء زمانى است كه محال است . از طرف ديگر ، اگر جسم كندتر تنها يك ذرّهء فضايى را دو ذرّهء زمانى طى كند ، اين به معنى آن است كه ذرّهء مكانى به دونيم شود كه آن نيز محال است . در اين شك نيست كه بعضى از اجسام كندتر از بعضى ديگر حركت مىكنند . ولى توضيح اين امر با حركات منفرد نيست بلكه با فواصل ميان حركات منفرد است . چه به گفتهء مفيد : « سرعت در توالى پيمودن مكانها است نه در پيمودن مفرد مكان واحد » « 2 » .
اين تصوّر زمان ناپيوستهء مربوط به اين نظر كه تنها يك حركت ممكن است در يك
هامش
( 1 ) - اوائل ، ص 109 .
( 2 ) - همان كتاب ، ص 108 .