آنها « 1 » . ولى شيخ مفيد ، با آنكه ذرّههاى تنها را داراى مساحت دانسته « 2 » . در اينجا به بحث دربارهء كمترين عدد لازم ذرّه براى ساخته شدن يك جسم سه بعدى پرداخته است .
شيخ مفيد در اينجا گرفتار تناقضى شده كه سرنوشت هر نظام التقاطى است . اگر مانند بلخى بر اين اعتقاد بود كه ذرّات تنها وقتى داراى امتداد مىشوند كه در يك جسم با يكديگر تركيب و تأليف شوند ، آن وقت مىتوانست به حق همچون بلخى در اين باره بحث كند كه كمترين شمارهء ذرّات براى پديد آمدن يك جسم چه اندازه است .
حركت ( تحرك )
توافق اصل مفيد با بصريان در اينكه ذرّات داراى بعدند ، ممكن است دليلى براى اين نظر وى باشد كه تمام جسم با حركت كردن يك ذرّه يا يك جزء آن به حركت درنمىآيد . بنابر ديد وى ، هر ذرّه امتداد مخصوص به خود دارد ؛ بنابراين هر پارهء امتداديافتهء يك جسم قابل آن است كه بر امتداد مخصوص به خود حركت كند بىآنكه تمام جسم در حركت باشد . از سوى ديگر ، اگر كسى بگويد كه امتداد خاصيّتى تنها مختصّ به جسم است نه به يك ذرّهء منفرد ، آنگاه حركت يك پاره به معنى حركت كل خواهد بود . مفيد مىگويد :
« گفتار در اجسام و اينكه آيا درست است گفته شود كه همهء آنها با حركت پارهاى از آنها متحرّك مىشود .
من مىگويم كه اين درست نيست ، همان گونه كه اگر پارهاى از جسم سياه شود ، درست نيست بگوييم كه تمام آن سياه شده است ، و سفيد نمىشود ، و پيوسته نمىشود ، و پراكنده نمىشود . و نيز بدان جهت كه متحرّك آن است كه از دو مكان عبور كند ، و محال است كه آنكه ايستاده عبور كند .
هامش
( 1 ) - هورتن ، مسأله . . . ، ص 221 ، ضمن نقل برگ 27 .
( 2 ) - اوائل ، 74 .